۱۳۹۶ دی ۲۳, شنبه

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی


پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی:
پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد


اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار آزادى است, و از سوى ديگر, در همين مصاحبه بدون هيچ سند سياسى و منطقى ميشود كه همه جوانان برخلاف والدينشان با توجه به مطالعه و بدون تعصب اينك همگان طرفدار شاه فقيد و او هستند! ولى در ادامه آب پاكى را خيلى آشكارا روى دست همه طرفداران فريب خورده اش ميريزد! او در همين مصاحبه با آيت الله بى بى سى چنين ميگويد : در زمان حكومت پدرم رژيم پهلوى آزادى بسيار زياد وجود داشت ، زن و مرد با هم كاملا برابر بودندووو!!! خب جناب پهلوى اگر بقول شما برابرى زن و مرد وجود داشت وشماهم ظاهرا خيلى طرفدار اين برابرى هستيد، پس چرا خواهر بزرگ شما شهناز جانشين شاه پدرتان نيست و حق ندارد باشد؟!! آيا بزعم شما و خاندان مدرن و متمدن پهلوى برابرى زن و مرد اينست؟ راستى اگر انقلاب نميشد و شما روزى پادشاه ميشديد دخترتان حق داشت طبق سنت برابريخواهانه خودتان و پدر ارجمندتان بر تخت قدرت تكيه دهد؟ ديگر اينكه ،اگر آزادى سياسى وجود داشت چرا زندانهاى ايران پر از زندانى سياسى بود؟ چرا خبرنگار كريم پور شيرازى را عمه خانم ،اشرف پهلوى او را با نفت به آنش كشيد و كشت؟ چند كتاب ماركسيستى يا جمهوريخواهى در زمان رژيم پهلوى مجوز انتشار گرفت؟ ايا ميتوانيد فقط يك نمونه نام ببريد؟ چرا روشنفكران بزرگى همانند بيژن جزنى را ساواك در زندان اوبن بدستور پدر جان ترور كرد؟ چرا اصلا ساواك وجود داشت؟ اگر آزادى سياسى در زمان پدر شما وجود داشت چرا همه احزاب را شخصا پدر شما آقاى محمد رضا شاه ممنوعه اعلام كرد و گفت هيچ حزب ديگرى حتى درباريهاى طرفدار ايران نوين،از جمله نهيت وزير وقت اقاى اميرعباس هويدا نميتواند فعاليت كند و همه احزاب و سازمانها و اتحاديه ها را ممنوع كرده بود؟ من در حيرتم آيا واقعا اين تعريف شما از آزادىيست ؟! آقاى رضا پهلوى من شخصا آرزو ميكردم بعداز چهل سال زندگى كردن شما در اروپا حداقل يكبار در انتقاد از پدرتان حرفى ميزديد و اعتماد افرادى مانند مرا كمى به شما جلب ميكرد ولى با اين دو مصاحبه اخيرتان ميبينم كه اينگونه نبوده و نيست .اى كاش زمانيكه در مصاحبه قبلى با اين خبرگزارى آيت الله بى بى سى انجام داديد ضمن انتقاد درستى كه شما به چپاولگران دژخيم جمهورى اسلامى كرديد درباره خاندان و خانواده خودتان هم بخاطر ميليارد ها دلارى و جواهرى كه از ثروت دسترنج زحمتكشان ابران به غارت برديد و تا حدى كه عمه محترمتان خانم اشرف پهلوى با نيمى از آن غارتها توانست يك جزيره كامل بخرد و در ان به تبهكارى هايش از جمله قاچاق بين المللى مواد مخدر ادامه دهد، يك ذره هم از آنهمه چپاول خانواده خودتان انتقاد ميكرديد.! شما جورى از غارت مردم حرف ميزنيد كه گويا اطلاع نداريد كه پدر بزرگوار شما جناب محمدرضا شاه ٥٢ سال پيش كل هزينه درست كردن و براه انداختن متروزير زمينى سوئد را بخاطر عيش و عشرت پرستى اش به ملكه سوئد هديه كرد در حاليكه بطور نمونه شاعر ارجمند ايران و پدر شعر نو زنده ياد نيمايوشيج براى ملاقات بستگانش در منزل خانوادگيش بدليل ساخته نبودن يك جاده حتى خاكى از شهر به روستاى يوشيج و فقط بخاطر ابنكه يك قاطر و الاق وسيله رفت و امد مردم آن روستاها بود و نتيجه اش سينه پهلو و آنفلانزاى شديد گرفتن نيما عزيزمان پدر شعر نوين جان بجانان داد.! جناب پهلوى ، كشته شدن سه تن از دانشجويان ارزشمند ايران را بدستور پدر آزاديخواه و متمدنتان در روز ١٦ آذر با گلوله هاى ساواك را هم جزو پرونده درخشان آزاديخواهى پدر ارجمندتان ميگذاريد؟ اسناد منتشر شده سازمان سيا امريكا چى ؟ جزو كارنامه درخشان پهلوى و بيسوادى مخالفين پدر ارجمندتان ميگذاريد؟ 

خوب شد بالاخره دم خروس با اين آشكارى از زير عبا بيرون زد
واقعا براى ملتمان متاسفم كه حتى يكنفر نتوانست جسورانه بيانگر حقايق تاريخ ما باشد


۱۳۹۶ دی ۱۹, سه‌شنبه

من یک فتنه گر، آشوب گر، اغتشاش گر، کف خیابانی و معترضم



من هم یک فتنه گر، آشوب گر، اغتشاش گر،  و معترضم


نامه آتنا_دائمی از زندان اوین

من هم یک شَر، فتنه گر، آشوب گر، اغتشاش گر، کف خیابانی، جنایت کار و معترضم! این ها صفاتی ست که این روزها به مردم معترض در ایران نسبت داده شده است.از سوی حکومتی ها و از سویی آن هایی که ٨سال پیش، میخواستند مردم به خیابان بروند و رفتند و کشته شدند، همان ها که آن روزها خس و خاشاک گفتنِ احمدی نژاد را توهین به ملت ایران نامیدند اما امروز همان ها چون این اعتراضات از سوی خودشان رهبری نشده، مردم را، این معترضان مستقل را کف خیابانی و آشوبگر می نامند و خواهان سرکوب قاطعانه آنها شده اند.مردم این روزها از فشارها و ظلم های ۴٠ساله حکومت استبدادی که هر روز بیشتر و بیشتر شد، مستقل و بدون رهبر به خیابان ها آمدند و مسالمت آمیز از مطالبات خود گفتند. اما در آن هنگام که سرکوب ها و قتل ها و ضرب و شتم و بازداشت ها شروع شد، مردم هم در دفاع از خویش و خواسته هایشان خشمگین شدند. از این خشم مردم به عنوان جنایت نام بردند، اما در واقع به کار بردن کلمه جنایت در برابر سرکوب ها و اعدام ها و ظلم های این ۴٠سال حکومت بس کوچک و حقیر است! در خصوص همین روزها گفته نشد که کپسولهای بزرگ گازهای فلفل و اشک آور را به سوی صورت معترضان نشانه گرفتند و خالی کردند که برای خنثی کردنش چاره ای جز آتش نیست! نمیگویند که به ناگهان هزاران بسیجی و گارد امنیتی باتوم و چماق به دست به خیابان فرستادند تا مردم را مورد ضرب و شتم قرار دهند! از نظر من خشونت از سوی هر شخص و به هر دلیلی پذیرفتن نیست اما مدتهاست که میگویم این حکومت است که خشونت را به وجود آورده و حال آن را درو میکند!ا ین سرکوبگران هستند که باعث خشم مردم در این روزها شدندچندی پیش نابودی داعش را جشن گرفتند اما حال هم معترضین و هم آنهایی را که مردم معترض را به ضرب مستقیم گلوله به قتل می رسانند داعش خطاب می کنند! احساسات و اعتقادات دینی مردم را وسیله پیشبرد و اهداف شوم خود قرار داده اند و از توهین به پرچم ایران می گوینداينها مواردي ست كه رفع آنها مطالبه اصلي مردم ايران است و ٤٠سال موجبات آزار مردم عزيزمان را فراهم كرده است كه در خواستها براي رفع اين موارد بارها به شيوه هاي مختلف بيان شده اما همچنان هيچ پاسخي جز سركوب و قتل و بازداشت و زندان و تبعيد به همراه نداشته است و می‌گويند به اعتراضات مسالمت‌آميز گوش فرا می‌دهند اما من به عنوان يك فعال حقوق بشر كه اكنون در زندان به سر می‌برم يادآور ميشم كه در كارنامه مبازرات و فعاليت‌های حقوق بشری، اجتماعي و سياسي ان هيچ عمل خشونت‌آميزی نداشته‌ام ولي به ٧سال زندان محكوم شدم و اكنون در زندانم، همچون صدها زندانی سياسی ديگر!ما مردم ايران طلب‌كارِ حقوقي هستيم كه آگاهانه از ما سلب شده است و معترض به شرايطی هستيم كه هوشيارانه بر ما تحميل شده است و مسالمت‌آميز يا خشونت‌آميز خواستن مطالبات‌مان و يا اعتراض به هرچه كه هست و نبايد باشد، تفاوتي ندارد و در عمل هر دو توسط سركوب‌گران سركوب خواهيم شد و با نشان دادن اعترافات اجباري معروفشان و فرافكني و دروغ سعی در مقصر جلوه دادن ديگران و انكار وضع موجود دارند و حاضر به پذيرش خطاهايشان نيستند!اين سركوب‌ها و قتل‌ها، اين بازداشت‌ها و حبس‌ها، اين تهديدها و ايجاد رعب و وحشت‌ها، بهاي آزادی‌ست، بهاي به دست آوردن حق و حقوقمان و بهای سعادت بشريت كه بايد پرداخته شود و مي پردازيم!نبايد لحظه‌ای از مقاومت دست برداريم بايد آگاهانه در مقابل سركوب‌ها ايستاد و از تاريخ ايران و دنيا درس بياموزيم، چرا كه تاريخ است كه مدام در حال تكرار است و هيچ پيروزي به راحتي به دست نيامده و هيچ ظلمي هم هرگز پايدار نبوده است، ما نسل سوخته انقلاب تحريف شده ٥٧ و نسل سوخته جنگ ٨ساله و نسل سوخته سركوب‌ها و اعدام‌هاي دهه‌ی٦٠ هستيم. ما فراموش شدگانيم و جز نعره سلاحي نيست! در اين روزها كه بيش از هر روز ديگري دوست داشتم آزاد بودم و در كنار مردم، در اين روزها كه بيش از هر روزي از زنداني بودنم بغض دارم و غمگينم، از پشت همين ميله‌هاي زندان اوين، از داخل بند زنان اين زندان خطاب به مردم شريف ايران خواهم گفت اگر آزادي‌خواهي و حق‌خواهي شما جنايت تلقی مي‌شود، من هم در كنار شما با افتخار يك جنايت‌كارم!


آتنا دائمي
فعال حقوق بشر
بند زنان زندان اوين
۹۶/۱۱/۱۷


۱۳۹۶ شهریور ۲۹, چهارشنبه

اتحاد رمز پیروزی خلق هاست



اتحاد رمز پیروزی خلق هاست


گوشه به گوشه ایران مردم ستمدیده و غارت شده توسط این حکومت ظلم و جور، برای احقاق حقوقشان دست به اعتراض زده اند.از سیستان و بلوچستان تا آذربایجان  و از خوزستان و جنوب میهن تا کردستان و گیلان و مازندران  صدای اعتراض ملت شنیده میشود.
غارت شدگان موسسات مالی مانند کاسپین ، ثامن الحجج،آرمان ، میزان و غیره هر روز برای گرفتن پولهایشان به این موسسات مراجعه کرده ، اعتراض میکنندو راهپیمایی میکنند و شعار میدهند. 
روز یکشنبه ۱۹شهریور ۹۶ نیز قریب به ۱۰۰تن از معلمان حق‌التدریسی استان مازندران در اعتراض به وضعیت استخدامی خود در مقابل استانداری رژیم در ساری تجمع کردند.
روز دوشنبه ۲۰شهریور ۹۶ جمعی از متخصصان بیهوشی در برخی از بیمارستانهای کرمان در اعتراض به مشکلات معیشتی از رفتن به اتاق عمل خودداری کردند.
دستیاران بیهوشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز روز سه‌شنبه ۲۱شهریور در مقابل دانشکده پزشکی شیراز تجمع اعتراضی برگزار کردند .
۲۸شهریور۹۶کارگران هپکو و آذر آب اراک در اعتراض به پرداخت نشدن مطالباتشان دست به تجمع زده و مسیر ورودی به شهر را بستند 
کارگران پالایشگاهای پارس جنوبی در بوشهر در اعتراض به تاخیر در پرداخت سه ماه حقوق عقب افتاده تجمع اعتراضی کردند. 
 ۲۵ شهریور۹۶ نزدیک به دوهزار نفر از بازنشستگان کشوری شامل فرهنگیان و دیگر کارمندان از استانهای مختلف میهن در اعتراض به وضعیت دشوار معیشتی خود در برابر تالار وحدت در تهران با شعار «ظلم و ستم کافیه سفره ما خالیه » و « تا حق خود نگیریم از پا نمی نشینیم» و «یک اختلاس کم بشه مشکل ما حل میشه» ، دست به اعتراض زدند.
به‌دنبال کشته شدن دو کولبر محروم در ۱۳شهریور ۱۳۹۶، هزاران تن از اهالی بانه برای ابراز خشم نسبت به این واقعه در مقابل ساختمانهای دولتی دست به تظاهرات زدند. مردم می‌گویند تظاهرات ادامه خواهد داشت و این اعتراضات علیه ظلمی که روزانه به کردهای ایران اعمال می‌شود گسترش می‌یابد.
روز سه‌شنبه ۲۸شهریور ۹۶ کارگران واحدهای فولادی در یزد که به‌دلیل آلودگی هوا پلمب شده‌اند، در اعتراض به بیکاری خود در مقابل اداره محیط‌زیست در این شهر تجمع کردند و خواستار اشتغال مجدد خود شدند.
کارگران شهرداری منطقه ۲ آبادان بار دیگر در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق عقب‌افتاده و وعده‌های توخالی، بار دیگر در مقابل ساختمان منطقه آزاد اروند تجمع کردند.
۷۰۰ تن از کارگران معدن زغال‌سنگ طزره در شاهرود روز دوشنبه ۲۷شهریور ۹۶ برای دومین روز متوالی در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه حقوق عقب‌افتاده در محل کار خود تجمع کردند.
۶۰۰ تن از کارگران شیفت صبح کارگران معدن زغال‌سنگ طزره در شاهرود روز یکشنبه ۲۶شهریور ۹۶ در اعتراض به پرداخت نشدن دو ماه حقوق عقب‌افتاده تجمع کردند.
کارگران شیفت عصر شرکت شهداب یزد در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و افزایش آن دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.
کارگران خدماتی بیمارستان رحیمی خرم ‏آباد در اعتراض به پرداخت نشدن ماهها مطالباتشان روز ۲۵شهریور ۹۶ دست از کار کشیده و در مقابل بیمارستان تجمع کردند.
صبح روز یکشنبه ۲۶شهریور ۹۶ کارگران شهرداری کوت عبدالله برای هشتمین روز پیاپی مقابل شورای قلابی شهر اهواز تجمع کردند. آنها در اعتراض به پرداخت نشدن ۳ ماه حقوق عقب‌افتاده تجمع کرده‌اند. کارگران می‌گویند چند روز به بازگشایی مدارس باقی نمانده است و باز هم مثل همیشه باید شرمنده زن و بچه‌هایمان باشیم.

غرض از نوشتن این سطور گفتن اخبار برای دوستان نیست ، بلکه هدفم اینبود که گوشه ایی از ناراضیتی های مردم را بیان کرده باشم به مصداق «مشت نمونه خروار »
اما ................
درحالیکه همه ناراضی هستیم و همه بنوعی در یک اعتراض و تجمعی شرکت داریم چون بالاخره عضو یک قشر از جامعه هستیم ، ولی تا زمانیکه این قطره ها به هم نپیوندند و جدا جدا بخواهیم فقط کار خودمان را پیش ببریم ، مطمئن باشید که به هیچ حق و حقوقی هم نخواهیم رسید. نیرویهای سرکوبگر براحتی میتوانند دسته جات و گروه های کوچک را سرکوب و متفرق کنند ولی تجمعات بزرگ را نمیتوانند و هر چقدر تجمع بزرگ تر باشد ترس بیشتری در دل حاکمان غاصب کرامت انسانی مردم ایران بوجود می آورد و به عقب نشینی وادار میکند. 
در هر تجمعی باید معترضین از تجمعات دیگر حمایت کنند و تلاش در ایجاد همبستگی همه اجزا ملت ایران باشد هر تجمعی که برگزار میشود حتی اگر در گذر از آن مکان باشیم خود را به آن برسانیم ودر ایجاد حلقه بزرگتر شریک شویم.
تغییر و دگرگونی بدون قیمت و بها و بدون شراکت و اتحاد امکان پذیر نیست . 
اتحاد و همبستگی رمز پیروزی خلق های تحت ستم بر دیکتاتور هاست



۱۳۹۶ تیر ۱۴, چهارشنبه

مقاله وارده : نان شیر مال ملکه و گاو گیجه جیره بگیر ولایت!


مقاله وارده : نان شیر مال ملکه و گاو گیجه جیره بگیر ولایت!


سلام دوستان 

مقاله جالبی از آقای میثم ناهید در سایت ایران افشاگر خواندم که دیدم خالی از لطف نیست که برای شما هم بگذارم.

قبل از هرچیزازاینکه عینا مقاله را برایتان میگذارم ، پوزش میخواهم . اما علت اینکار این بود که به احتمال زیاد سایت ایران افشاگر توسط وزارت بدنام آخوندی فیلتر باشد و نتوانید که مقاله را بخوانید در ضمن اینکه مقالاتی که در سایت های فیلتر شده باشد را من به همین صورت برایتان در وب لاگ م میگذارم. امیدوارم که عذر خواهی مرا بپذیرید.

این مقاله در مورد هول کردن یکی از جیره خواران ولایت است که هنوز گردهمایی سالانه مقاومت ایران تمام نشده ، منتشر شده است . مقاله دوست خوبمان آقای ناهید بایادآوری یک واقعه تاریخی شروع میشود که خواندنش خالی از لطف نیست.و حالا برویم برای خواندن مقاله آقای میثم ناهید:

سال ۱۷۸۹، در بحبوحه انقلاب کبیر فرانسه، شرایط اجتماعی بسیار ملتهب بود. فقر و نداری گلوی مردم محروم را می‌فشرد؛ سفره‌ها خالی بود و گرسنگی بیداد می‌کرد.

روزی لوئی شانزدهم و همسرش «ماری آنتوانت»،‌ دریکی از کاخ‌های پرشکوه خود در حال تفریح بودند. یکی از مشاوران آنها،‌ با رنگی پریده و دلی نگران نزدیک شد، کلاه از سر برداشت، زبانش را دور دهانش چرخاند، سینه‌ای صاف کرد و درحالی‌که من‌من می‌کرد گفت: اعلی‌حضرتا! جسارت نباشد؛ اما وضع مردم بسیار ناگوار است؛ آن‌ها نان برای خوردن ندارند!

چشمان لوئی شانزدهم از ترس گرد شد. نمی‌دانست چه بگوید؛ یک‌باره ملکه، ماری آنتوانت که از فرط ترس قیام مردم،‌ حسابی گیج شده بود، گفت: خب اگر مردم نان برای خوردن ندارند، به‌جایش نان شیرمال و شیرینی بخورند!

حتما گمان می‌کنید چون در آستانه ۱۴ژوئیه،‌ سالروز انقلاب فرانسه هستیم این داستان را گفتم. داستانی که تبدیل به طنزی تاریخی شده. اما باور کنید علت بیان این طنز،‌ چیز دیگری است؛ روشن‌تر بگویم: علت چرک‌نوشته‌ای خنده‌دار است که همین‌الان خواندم. طنزی که دست‌کمی از داستان ملکه آنتوانت ندارد.

نگارنده کیست؟ یک جیره‌بگیر ولایت![۱] مقاله را در چه تاریخی نوشته؟ «۱ژوئیة۲۰۱۷-۱۰تیر۹۶».

موضوع مقاله چیست؟ گردهمایی مقاومت ایران در پاریس. (با توجه به تاریخ، یعنی گردهمایی تمام نشده، مقاله جیره‌بگیر ولایت نگاشته شده است. نکند از پیش…؟!)

چه گفته؟ باور کنید آدم کم تمرکزی نیستم،‌ اما ابتدا هر چه این چرک نوشته را خواندم،‌ سر درنیاوردم که درنهایت حرفش چیست. آخر آن‌قدر فوق متناقض بود که اگر به‌عنوان تز پایانی دکترای دانشجوی پارادوکس شناسی ارائه می‌گشت،‌ بی‌درنگ پذیرفته می‌شد!

برای نمونه می‌گوید: «(مجاهدین) جایی در دل‌های مردم ندارند…»؛ اما چند جمله بعد می‌گوید: «باید بدون هیچ تردیدی گفت، کنفرانس مجاهدین بسیار باشکوه، منظم و در بالاترین شکل ممکن برای یک کنفرانس حزبی و سیاسی برگزارشده و می‌شود و هرسال بر شکوه آن افزوده‌تر می‌شود!»

جا نداشتن مجاهدین «در دل‌های مردم» را باور کنیم،‌ یا «کنفرانس باشکوه» را؟!

می‌گوید: «سازمان مجاهدین خلق بین ایرانیان در داخل و خارج کشور منفور است…» سپس می‌گوید: «در هیچ برهه‌ای از تاریخ معاصر، هیچ سازمان خارج از حکومتی در هیأت اپوزیسیون در پنج قاره جهان، نتوانسته است همچون مجاهدین کنفرانسی چنین پرازدحام، باشکوه، منظم، پرسروصدا، با پوشش رسانه‌ای عجیب‌وغریب، برپا کند!»؛

منفور بودن «مجاهدین… بین ایرانیان»‌ را باور کنیم، یا «شکوه، نظم، پرازدحام» گردهمایی مجاهدین را؟

می‌گوید: «بینندگان تلویزیون (مجاهدین)‌ سیمای آزادی حتی به اندازة کانال‌های… بی‌اعتبار فارسی هم نیستند!»؛ کمی بعد می‌گوید: «شگفتی‌آور است؛ سازمانی که در عرصه کمی و ظاهری‌اش، از خزانه تهران تا پاریس، طی ۳۸ سال چنان تحولی را شاهد است که بسیار فراتر از تحولات دیگر احزاب و تشکیلات اپوزیسیون، نه‌تنها [در] ایران بلکه [در] همه کشورهای خاورمیانه است!»؛

«بی‌اعتباری» سیمای آزادی را باور کنیم که حتی در حد «کانال‌های… بی‌اعتبار فارسی» هم نیست، یا «شگفتی»‌ از سازمانی که «عرصه کمی و ظاهری‌اش… بسیار فراتر از» دیگر سازمان‌های نه‌تنها  ایران، بلکه همه خاورمیانه است؟!

می‌گوید: «سازمان مجاهدین دمکرات نیست و تنوع و تعدد آرا را نمی‌پذیرد!»؛ چند جمله بعد می‌گوید: «چرا در کارناوال مجاهدین همه خلق جهان حضور دارند؟!»

غیر «دموکرات» بودن مجاهدین و نپذیرفتن «تنوع و تعدد آرا»‌ آن‌ها را باور کنیم، یا حضور «همه خلق جهان» در گردهمایی مجاهدین را؟!

در اینجا بود که آن حالت گیجی مفرط نویسنده تمرکزم را به هم زد. داستان چیست؟ حرف این جیره‌بگیر چیست؟ اما یک‌باره،‌ با خواندن چند سطر بعد، از جا پریدم و مانند ارشمیدس،‌ درونم فریاد کشیدم: «یافتم-یافتم!»

چه چیز را یافتم؟ حرف و درد نگارندة چرک نوشته را!‌

حرفش چیست؟ امیدوارم گیج نشوید! اما حرفی ندارد؛ درد دارد، سوزش دارد، گاوگیجه دارد! از چه؟ خودش پاسخ را داده؛ نگاه کنید:

«سلطنت‌طلبان… چرا در نشست حضور ندارند؟… (مجاهدین) باید… اصلاح‌طلبی را… در نظر آورند!… جشن پاریس هنگامی بعد ملی داشت [که] شاهزاده رضا پهلوی… [در آن] نشسته بودند…!»

بله درد این است که چرا مجاهدین این‌گونه جبهه‌شان را در برابر دشمنان آزادی مردم ایران آب‌بندی کرده‌اند؟ چرا منفذی برای «سلطنت»‌ و «اصلاحاتچی» (از نوع شیخ اعدام،‌ روحانی و قداره‌بند ۱۸تیر خاتمی) باز نمی‌گذارند؟ منفذی که نظام ولایت بتواند از آن نمود کرده، جبهه سرنگون کننده‌اش را خنثی کند؟ آه که اگر این مجاهدین این‌قدر در قبال سرنگونی آخوندها سخت و دگم نبودند!‌ آه که  اگر در قبال شاه خون‌ریز سفت و محکم مرز نمی‌کشیدند… آه…

بله؛ تمام سوزش از یکسو مرزبندی سرخ و سوزان مجاهدین با «شاه و شیخ» است،‌ از طرف دیگر قدرت عظیم و مردمی مجاهدین و مقاومت ایران.

البته این سوزش و فغان جیره‌بگیر ولایت، با شرایط کنونی جهان و «وزیدن باد» تغییر،‌ بالغ می‌شود. آنجا که در حسرت رفتن دولت اوباما،‌ که چوب زیر بغل آخوندها بود،‌ می‌نویسد: مجاهدین «امسال اما با وزیدن باد موافق در واشنگتن و پرواز لبخند مهر از منطقه خلیج‌فارس، (منظورش اجلاس آمریکا با ۵۰کشور منطقه بر ضد رژیم است)… باابهت بیشتری در کنفرانس سالانه ظاهر» شدند!‌

بعد هم در قبال پیشرفت خط و استراتژی سرنگونی مجاهدین، یعنی «سرنگونی»‌ که پس از ۳۶ سال تازه آمریکا هم به آن رسیده (تیلر سون-۲۵خرداد۹۶) جیره‌بگیر ولایت التماس می‌کند: «دنیا و از آن بیشتر همسایگان ما باید بدانند، شکوه کارناوال (مجاهدین)… دلیل بر مطلوبیت و مقبولیت و مشروعیت خانم رجوی و (مجاهدین) در خانه پدری نیست!».

بله، درد از یک‌سو مرزبندی سرخ و سوزان مجاهدین با شیخ و شاه است، از طرف دیگر جایگاه آلترناتیو سرنگون‌کنندة نظام ولایت! دردی که برای ولایت و جیره‌بگیرانش درمانی ندارد؛‌ تا جایی که در تناقض و پارادوکس چنین سقف‌هایی می‌زنند.

فکر کنم در این میان،‌ تنها کسی که از این چرک نوشته شاد باشد،‌ مرحومه ملکه «ماری‌آنتوانت» است! چراکه پس از ۲۲۸ سال که از تناقض‌گویی خنده‌دار آن روزش می‌گذرد،‌ اکنون ابهت تناقض‌گویی ابلهانه این جیره‌بگیر ولایت است که ازاین‌پس به‌عنوان طنز گاوگیجة دیکتاتورها، در ویکی‌پدیای تاریخ ثبت می‌شود!

[۱] – علیرضا نوری زاده

میثم ناهید 

اینم لینک مقاله در سایت ایران افشاگر

http://bit.ly/2uknVP3



۱۳۹۶ تیر ۷, چهارشنبه

اطلاع رسانی ایی یو ریپورتر در باره گردهمایی بزرگ مقاومت مردم ایران در پاریس


 اطلاع رسانی ایی یو ریپورتر در باره گردهمایی بزرگ مقاومت مردم ایران در پاریس 


دیروز این مطلب رو در سایت ایی یو ریپورتر خواندم . برایم جالب و انگیزاننده بود که بیشتر برای این گردهمایی تبلیغ کنم و هموطنان ودوستان رو به رفتن در این گردهمایی و یا تماشای این برنامه از محیط های اجتماعی مختلف که لینک های آنها را خودم و دوستان در حسابهایمان میگذاریم ، از دست ندهند.شما رو تشویق میکنم و ازتون میخوام که به لینک ضمیمه برید و این مقاله رو حتما بخونید. مقاله ایی کوتاه و جالب 

http://bit.ly/2sXoeyX


۱۳۹۶ تیر ۵, دوشنبه

مقاله وارده ، جوشش خون شهیدان مظلوم در آتش فشان سینه یک مادر


مقاله وارده ، جوشش خون شهیدان مظلوم در آتش فشان سینه یک مادر


یک سال پس از فراخوان رئیس‌جمهور مقاومت ایران در مورد جنبش دادخواهی خون شهیدان قتل‌عام زندانیان سیاسی، مظلومیت و حقانیت آن خون‌های پاک از هر سو رژیم ضدبشری آخوندی را در محاصره قرار داده است، صدای خاموش ناشدنی آن قهرمانان سرفراز مردم ایران که در تاریک‌ترین سیاه‌چال‌های رژیم قرون‌وسطایی آخوندی هرگز حاضر نشدند به بهای جان نیز از آرمان آزادی‌خواهانه مجاهدین خلق ایران عدول کنند، پس از سه دهه، خامنه‌ای جنایتکار را به‌عنوان خلیفه ارتجاع در کمینی مرگبار انداخته است، کمینی که دستگاه گسترده سانسور و اختناق این نظام وحشی و قرون‌وسطایی هم قادر به پوشاندن آن نبوده و نیست. آن چنانکه از زیر حاکمیتش هم پیوسته فاکت‌هایی از جوشش این خون‌های پاک در اعماق جامعه و در قلب و ضمیر آحاد خلق همچون اخگری سرخ بیرون می‌زند.از آن جمله اخیراً یکی از کسانی که با عبور از صدها پالایه کنترل امنیتی، سابقه کار در رسانه‌های تحت کنترل فاشیسم مذهبی را یافته بود، بابیان خاطراتی از آتش خاموش نشدنی کینه در قلب مادر یکی از شهدای قتل‌عام زندانیان سیاسی گواهی می‌دهد، خبرنگار مربوطه که در موضع مطبوعاتچیان حکومتی دنبال تهیه گزارش‌های تبلیغاتی رژیم بوده است تلاش داشته «مادر این شهید» را در برابر سؤالاتی از «فرزند دیگر پاسدارش که در جنگ ضدمیهنی کشته‌شده بود» قرار دهد اما با پاسخ‌های «مادر جهان‌آرا» از «حسن جهان‌آرا» فرزند شهیدش در قتل‌عام زندانیان سیاسی مواجه می‌شود. پاسخی که هیچ‌گاه در مطبوعات سرافکندة این فاشیسم دینی انعکاس نیافت اما آن‌چنان تکان‌دهنده و رساست که مانند فریاد سی هزار مادر قهرمان دیگر که حتی نشان مزار و یا آخرین دیدار جنازه فرزندان قهرمانشان هم از آن‌ها دریغ شده است، انعکاسی جاوید از شقاوت‌پیشگی این نظام پلید و یک گواهی جاوید بر حقانیت نبرد با آن تا سرنگونی تام و تمام این شجره خبیث یافته است. انعکاسی که جانشین خمینی را هم بر آن واداشت که اعتراف کند چنین جنایتی تنها از «بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ» ممکن بوده است و خمینی را تنها به دلیل همین یک فقره جنایتش «سفاک و فتاک» لقب داد.دوستان برای خواندن این مصاحبه به لینک زیر مراجعه کنید تا واقعیت ها رو ببینید:

۱۳۹۶ خرداد ۳۱, چهارشنبه

ایران - ۳۰خرداد، انتخاب بود و نبود!


ایران - ۳۰خرداد، انتخاب بود و نبود!


در سی‌وششمین سالروز ۳۰خرداد ، سلام و درود به آن مجاهدان پیشتازی که هم‌چون رعد در آسمان بی‌ابر خروشیدند و بی‌اعتنا به گلوله و رگباری که به فرمان دجال ضدبشر شلیک می‌شد، عظیم‌ترین تظاهرات مردمی را در برابر چشمان حیرت زده گزمه‌های تا دندان مسلح خمینی برپا کردند.

درود بر خالق کبیر ۳۰خرداد، مسعود رجوی، که در بزنگاه خطیر تصمیم‌گیری، با تاسی به سیدالشهدا مقاومت عاشوراگونه را با در کف نهادن تمامی سرمایه و سازمانش برگزید.

و درود بر نسل عاشق و پاکبازش که در آن تیره شب عاشورایی، بر سنت یاران سیدالشهدا به رهبرشان لبیک گفتند و بی‌هیچ چشمداشتی به میدان سرنوشت شتافتند. سینه‌ها را آماج گلوله‌ها کردند و بر تختهای شکنجه و تیرکهای اعدام، سرود آزادی سردادند.

طنین نغمه هیهاتتان چه زیبا بود                  سرودتان غزل سرخ فام مولا بود

میان آتش و خون، سینه‌ها سپر کردید           چه عاشقانه به دریا زده خطر کردید

تمام حادثه این‌جا، غرور و زیبایی است         مصاف سینه و رگبارها، تماشایی است

شکوه صحنه بی‌بال و پر پریدن‌ها                شکوهمندتر از مرغکان دریایی است

زقطره قطره خونها، هزار خواهد رست     که فصل، فصل دگرگونی و شکوفایی است

می‌توان با آرمانی پر فروغ                        ظلمت بیداد را ویران نمود

می‌توان و باید آری همصدا                       هر دم از آزادی ایران سرود

بی‌گمان آینده از آن شماست                      بر شما و رزمتان صدها درود.

هزاران بار گفتند مجاهدین دیگر تمام شدند، چه آرزوی برباد رفته ای! و حالا دیگر نیاز به گفتن نیست که چه کسی رویان و بالنده بر جای مانده و چه کسی ابتر و بی آینده، در بحران سرنگونی درمانده است.

آری در شرایطی که خمینی هیچ فرصتی باقی نگذاشته و برگزاری کوچکترین تجمع و تظاهرات مسالمت‌آمیز غیرممکن می‌نمود، این مجاهدین بودند که در بعدازظهر ۳۰خرداد غیرممکن را ممکن کردند. و از آن هنگام بر افق عاشورا همه چیز را در طبق اخلاص نهادند.

۳۰خرداد سرچشمه و سنگ‌بنا بود، خروش بلند خلق بود برای ایستادن تا به آخر. و این چنین بود که مقاومتی خارق‌العاده با بنیانی مرصوص، با خطوط و اصولی خدشه‌ناپذیر، معجزه آسا و به‌غایت استوار و انقلابی، در مصاف با دشمنی پلید و سراپا ارتجاعی متولد شد. با قریب ۴ دهه ایستادگی و خونفشانی، مسیری آرمانی را در میان آتش و خون پیمود و به تنها نقطه امید مردم ایران و خلقهای منطقه تبدیل شد.

راستی اگر آن روز مجاهدین و راهبر پاکبازشان به ضرورت تاریخ پاسخ نگفته بودند، اگر رهبری ما عاشوراگونه به سرنگونی رژیم پاسخ نداده بود، امروز بنیادگرایی تحت نام اسلام، بدون هیچ مانعی سراسر منطقه را پوشانده بود و هرگز رژیم آخوندی در چنبره گردابهای مرگباری چون سوریه و یمن و عراق، به محاصره درنیامده و هرگز بمب اتمی که همه چیز ولایت‌فقیه برای تسلط بر منطقه بود، به طناب دارش تبدیل نمی‌شد، حامیان و مماشاتگرانش رسوا نمی‌شدند و دنیایی در داخل و خارج، در منطقه و سراسر جهان، بر سر دجالان آوار نمی‌شد.

پس خوشا نسلی که در تمامی این ۳۸سال پرچم ۳۰خرداد، پرچم مقاومت برای آزادی و نفی حاکمیت و ولایت آخوندی را بردوش کشید و با ایستادگی درخشان و بی‌نظیر خود، راه را بر تمامی پروژه‌های ارتجاعی- استعماری به‌منظور ماندگار کردن این رژیم پلید، مسدود کرد و صفحه را چرخاند.

نسلی که در پرتو انقلاب آرمانی و رهایی بخش مریم رهایی از۳۰خرداد ۶۴، بالنده و سرفراز قله‌های فتح و رهایی را در نوردیده، به هیأت ارتش آزادی و شمشیرآخته خلق درآمده و با پرواز از میان حلقه‌های آتش در هجرت بزرگ، مجاهدان آزادی را به سلامت، در آمادگاه کارزارهای بسا فراتر فرود آورده و سرمایه‌گذاری چند ده ساله دشمن برای نابود کردن مجاهدین را سوزانده و به باد فنا داده است.

این همان سرنوشت محتوم دشمنان خدا و خلق و پیام قرآن خطاب به همه آنهاست که: «ان شانئک هوالابتر».

مجاهدان بی‌سلاح اما امروز، به یمن تشکیلاتی منسجم، یگانه و پولادین، نیرومندتر از هر زمان دیگر، با پرچم هزار اشرف و در کسوت ارتش آزادی و رایت قیام، برای ایفای مسئولیت سرنگونی و در هم پیچیدن طومار این رژیم ضدبشری متعهد و مصمم اند.

آری آنها که آن روز صفشان را از خمینی جدا کرده در مقابل ارتجاع سینه سپر کردند و قیمت سنگین و خونینش را نیز پرداختند، توانستند پرچم شرف و عزّت خلقی در زنجیر، محروم و مظلوم را به دوش بکشند و مدعیانی که در پیلة تنگ‌نظریها و خودخواهیهای خود فرو رفته، درجا زدند یا به دامن دشمن غلتیدند و یا دست روی دست گذاشته و از صحنه مبارزه به بیرون پرتاب شدند.

می‌توان زنجیر را از هم گشود          رو به دریا شد روان مانند رود

می‌توان با آرمانی پر فروغ              ظلمت بیداد را ویران نمود

می‌توان و باید آری همصدا             هر دم از آزادی ایران سرود

بی‌گمان آینده از آن شماست            بر شما و رزمتان صدها درود.

                          مهدی خدایی صفت

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی

پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...