۱۳۹۶ تیر ۷, چهارشنبه

اطلاع رسانی ایی یو ریپورتر در باره گردهمایی بزرگ مقاومت مردم ایران در پاریس


 اطلاع رسانی ایی یو ریپورتر در باره گردهمایی بزرگ مقاومت مردم ایران در پاریس 


دیروز این مطلب رو در سایت ایی یو ریپورتر خواندم . برایم جالب و انگیزاننده بود که بیشتر برای این گردهمایی تبلیغ کنم و هموطنان ودوستان رو به رفتن در این گردهمایی و یا تماشای این برنامه از محیط های اجتماعی مختلف که لینک های آنها را خودم و دوستان در حسابهایمان میگذاریم ، از دست ندهند.شما رو تشویق میکنم و ازتون میخوام که به لینک ضمیمه برید و این مقاله رو حتما بخونید. مقاله ایی کوتاه و جالب 

http://bit.ly/2sXoeyX


۱۳۹۶ تیر ۵, دوشنبه

مقاله وارده ، جوشش خون شهیدان مظلوم در آتش فشان سینه یک مادر


مقاله وارده ، جوشش خون شهیدان مظلوم در آتش فشان سینه یک مادر


یک سال پس از فراخوان رئیس‌جمهور مقاومت ایران در مورد جنبش دادخواهی خون شهیدان قتل‌عام زندانیان سیاسی، مظلومیت و حقانیت آن خون‌های پاک از هر سو رژیم ضدبشری آخوندی را در محاصره قرار داده است، صدای خاموش ناشدنی آن قهرمانان سرفراز مردم ایران که در تاریک‌ترین سیاه‌چال‌های رژیم قرون‌وسطایی آخوندی هرگز حاضر نشدند به بهای جان نیز از آرمان آزادی‌خواهانه مجاهدین خلق ایران عدول کنند، پس از سه دهه، خامنه‌ای جنایتکار را به‌عنوان خلیفه ارتجاع در کمینی مرگبار انداخته است، کمینی که دستگاه گسترده سانسور و اختناق این نظام وحشی و قرون‌وسطایی هم قادر به پوشاندن آن نبوده و نیست. آن چنانکه از زیر حاکمیتش هم پیوسته فاکت‌هایی از جوشش این خون‌های پاک در اعماق جامعه و در قلب و ضمیر آحاد خلق همچون اخگری سرخ بیرون می‌زند.از آن جمله اخیراً یکی از کسانی که با عبور از صدها پالایه کنترل امنیتی، سابقه کار در رسانه‌های تحت کنترل فاشیسم مذهبی را یافته بود، بابیان خاطراتی از آتش خاموش نشدنی کینه در قلب مادر یکی از شهدای قتل‌عام زندانیان سیاسی گواهی می‌دهد، خبرنگار مربوطه که در موضع مطبوعاتچیان حکومتی دنبال تهیه گزارش‌های تبلیغاتی رژیم بوده است تلاش داشته «مادر این شهید» را در برابر سؤالاتی از «فرزند دیگر پاسدارش که در جنگ ضدمیهنی کشته‌شده بود» قرار دهد اما با پاسخ‌های «مادر جهان‌آرا» از «حسن جهان‌آرا» فرزند شهیدش در قتل‌عام زندانیان سیاسی مواجه می‌شود. پاسخی که هیچ‌گاه در مطبوعات سرافکندة این فاشیسم دینی انعکاس نیافت اما آن‌چنان تکان‌دهنده و رساست که مانند فریاد سی هزار مادر قهرمان دیگر که حتی نشان مزار و یا آخرین دیدار جنازه فرزندان قهرمانشان هم از آن‌ها دریغ شده است، انعکاسی جاوید از شقاوت‌پیشگی این نظام پلید و یک گواهی جاوید بر حقانیت نبرد با آن تا سرنگونی تام و تمام این شجره خبیث یافته است. انعکاسی که جانشین خمینی را هم بر آن واداشت که اعتراف کند چنین جنایتی تنها از «بزرگ‌ترین جنایتکاران تاریخ» ممکن بوده است و خمینی را تنها به دلیل همین یک فقره جنایتش «سفاک و فتاک» لقب داد.دوستان برای خواندن این مصاحبه به لینک زیر مراجعه کنید تا واقعیت ها رو ببینید:

۱۳۹۶ خرداد ۳۱, چهارشنبه

ایران - ۳۰خرداد، انتخاب بود و نبود!


ایران - ۳۰خرداد، انتخاب بود و نبود!


در سی‌وششمین سالروز ۳۰خرداد ، سلام و درود به آن مجاهدان پیشتازی که هم‌چون رعد در آسمان بی‌ابر خروشیدند و بی‌اعتنا به گلوله و رگباری که به فرمان دجال ضدبشر شلیک می‌شد، عظیم‌ترین تظاهرات مردمی را در برابر چشمان حیرت زده گزمه‌های تا دندان مسلح خمینی برپا کردند.

درود بر خالق کبیر ۳۰خرداد، مسعود رجوی، که در بزنگاه خطیر تصمیم‌گیری، با تاسی به سیدالشهدا مقاومت عاشوراگونه را با در کف نهادن تمامی سرمایه و سازمانش برگزید.

و درود بر نسل عاشق و پاکبازش که در آن تیره شب عاشورایی، بر سنت یاران سیدالشهدا به رهبرشان لبیک گفتند و بی‌هیچ چشمداشتی به میدان سرنوشت شتافتند. سینه‌ها را آماج گلوله‌ها کردند و بر تختهای شکنجه و تیرکهای اعدام، سرود آزادی سردادند.

طنین نغمه هیهاتتان چه زیبا بود                  سرودتان غزل سرخ فام مولا بود

میان آتش و خون، سینه‌ها سپر کردید           چه عاشقانه به دریا زده خطر کردید

تمام حادثه این‌جا، غرور و زیبایی است         مصاف سینه و رگبارها، تماشایی است

شکوه صحنه بی‌بال و پر پریدن‌ها                شکوهمندتر از مرغکان دریایی است

زقطره قطره خونها، هزار خواهد رست     که فصل، فصل دگرگونی و شکوفایی است

می‌توان با آرمانی پر فروغ                        ظلمت بیداد را ویران نمود

می‌توان و باید آری همصدا                       هر دم از آزادی ایران سرود

بی‌گمان آینده از آن شماست                      بر شما و رزمتان صدها درود.

هزاران بار گفتند مجاهدین دیگر تمام شدند، چه آرزوی برباد رفته ای! و حالا دیگر نیاز به گفتن نیست که چه کسی رویان و بالنده بر جای مانده و چه کسی ابتر و بی آینده، در بحران سرنگونی درمانده است.

آری در شرایطی که خمینی هیچ فرصتی باقی نگذاشته و برگزاری کوچکترین تجمع و تظاهرات مسالمت‌آمیز غیرممکن می‌نمود، این مجاهدین بودند که در بعدازظهر ۳۰خرداد غیرممکن را ممکن کردند. و از آن هنگام بر افق عاشورا همه چیز را در طبق اخلاص نهادند.

۳۰خرداد سرچشمه و سنگ‌بنا بود، خروش بلند خلق بود برای ایستادن تا به آخر. و این چنین بود که مقاومتی خارق‌العاده با بنیانی مرصوص، با خطوط و اصولی خدشه‌ناپذیر، معجزه آسا و به‌غایت استوار و انقلابی، در مصاف با دشمنی پلید و سراپا ارتجاعی متولد شد. با قریب ۴ دهه ایستادگی و خونفشانی، مسیری آرمانی را در میان آتش و خون پیمود و به تنها نقطه امید مردم ایران و خلقهای منطقه تبدیل شد.

راستی اگر آن روز مجاهدین و راهبر پاکبازشان به ضرورت تاریخ پاسخ نگفته بودند، اگر رهبری ما عاشوراگونه به سرنگونی رژیم پاسخ نداده بود، امروز بنیادگرایی تحت نام اسلام، بدون هیچ مانعی سراسر منطقه را پوشانده بود و هرگز رژیم آخوندی در چنبره گردابهای مرگباری چون سوریه و یمن و عراق، به محاصره درنیامده و هرگز بمب اتمی که همه چیز ولایت‌فقیه برای تسلط بر منطقه بود، به طناب دارش تبدیل نمی‌شد، حامیان و مماشاتگرانش رسوا نمی‌شدند و دنیایی در داخل و خارج، در منطقه و سراسر جهان، بر سر دجالان آوار نمی‌شد.

پس خوشا نسلی که در تمامی این ۳۸سال پرچم ۳۰خرداد، پرچم مقاومت برای آزادی و نفی حاکمیت و ولایت آخوندی را بردوش کشید و با ایستادگی درخشان و بی‌نظیر خود، راه را بر تمامی پروژه‌های ارتجاعی- استعماری به‌منظور ماندگار کردن این رژیم پلید، مسدود کرد و صفحه را چرخاند.

نسلی که در پرتو انقلاب آرمانی و رهایی بخش مریم رهایی از۳۰خرداد ۶۴، بالنده و سرفراز قله‌های فتح و رهایی را در نوردیده، به هیأت ارتش آزادی و شمشیرآخته خلق درآمده و با پرواز از میان حلقه‌های آتش در هجرت بزرگ، مجاهدان آزادی را به سلامت، در آمادگاه کارزارهای بسا فراتر فرود آورده و سرمایه‌گذاری چند ده ساله دشمن برای نابود کردن مجاهدین را سوزانده و به باد فنا داده است.

این همان سرنوشت محتوم دشمنان خدا و خلق و پیام قرآن خطاب به همه آنهاست که: «ان شانئک هوالابتر».

مجاهدان بی‌سلاح اما امروز، به یمن تشکیلاتی منسجم، یگانه و پولادین، نیرومندتر از هر زمان دیگر، با پرچم هزار اشرف و در کسوت ارتش آزادی و رایت قیام، برای ایفای مسئولیت سرنگونی و در هم پیچیدن طومار این رژیم ضدبشری متعهد و مصمم اند.

آری آنها که آن روز صفشان را از خمینی جدا کرده در مقابل ارتجاع سینه سپر کردند و قیمت سنگین و خونینش را نیز پرداختند، توانستند پرچم شرف و عزّت خلقی در زنجیر، محروم و مظلوم را به دوش بکشند و مدعیانی که در پیلة تنگ‌نظریها و خودخواهیهای خود فرو رفته، درجا زدند یا به دامن دشمن غلتیدند و یا دست روی دست گذاشته و از صحنه مبارزه به بیرون پرتاب شدند.

می‌توان زنجیر را از هم گشود          رو به دریا شد روان مانند رود

می‌توان با آرمانی پر فروغ              ظلمت بیداد را ویران نمود

می‌توان و باید آری همصدا             هر دم از آزادی ایران سرود

بی‌گمان آینده از آن شماست            بر شما و رزمتان صدها درود.

                          مهدی خدایی صفت

۱۳۹۶ خرداد ۲۸, یکشنبه

خرداد را چه نامم؟


خرداد را چه نامم؟


خرداد را چه نامم؟ ماه خون، ماه دادخواهی یاران و اسیران و شهیدان؟ خرداد را چه نامم؟ ماه خون، ماه سر به دار نهادن زنان و مردان ظالم ستیز.خرداد را چه نامم؟ ماه خون، ماه به خاک و خون کشیدن زنان و مردان عدالت جو.خرداد را چه نامم؟ ماه خون، ماه گلگونی رخساره زنان و مردان آهنین عزم و دلاور؟ خرداد را چه نامم؟ ماه خون، ماه پرپر نمودن نوجوانان و جوانان این مرز و بوم به دست نانجیبان وطن‌فروش.
لیک ما آن را به نام ماه دادخواهی و ایستادگی و به نام ماه آزادی و رهایی از ظلم و اسارت و بندگی اهریمنان تغییر خواهیم داد.
مرگ بر استبداد - زنده باد آزادیبعد از ظهر شنبه سی خرداد سال شصت بود طی قرار همه باید در مرکز شهر جمع می‌شدیم. من هم همان روز سوار تاکسی شدم و به مرکز شهر رفتم ابتدا بچه‌ها برای این‌که قضیه لو نرود بشکل پراکنده تجمع کرده بودند البته چون زمان جنگ بود و شهر ما هم کوچک و خلوت بود نیروهای سپاه به این وضعیت مشکوک شده بودند که چرا عده‌یی دور هم جمعند منهم با یکی از خواهرها داشتم درباره حمله سپاه به خانه تیمی که ما در آن بودیم صحبت می‌کردیم که یکدفعه یک ماشین پر از نیروهای سپاه سرازیر شد و شروع به حمله به تجمعات کرد وقتیکه بچه‌ها متوجه موضوع شدند یکصدا شعار مرگ بر استبداد زنده باد آزادی سردادند، البته در حین دویدن مردم و کاسبهای مرکز شهر هم با ما همصدا شدند، من در حین دویدن بودم که دیدم یکی از خواهرها که او هم در موقعیت من بود برگشت و سیلی محکمی به یکی از پاسدارهای وحشی زد. همه بچه‌ها تلاش می‌کردند دستگیر نشوند سپاه سر چهارراه تیربار گذاشته بود و شروع به تیراندازی کرد من به پیاده رو رفتم و متوجه شدم یک پاسدار افتاده روی یکی از برادرها و او را زیر مشت و لگد گرفته منهم هجوم بردم طرفش و دستش را گاز گرفتم تا این‌که آن برادر از دست پاسدار احمق فرار کرد، خودم هم همین‌طور ولی در هنگام فرار دستگیرم کردند همراه من چند نفر دیگر هم بودندکه البته آنها را جاهای دیگه گرفته بودند. وقتی ما را به بازداشتگاه بردند جالب بود که پاسداری که در درگیری از خواهرمان سیلی خورده بود آنجا بود و وقتی مرا دید مرتب می‌گفت که به من سیلی زدی حالا آن‌چنان سیلی بخوری که دیگه دست روی پاسدار بلند نکنی، منهم می‌خندیدم و می‌گفتم اشتباه گرفتی... یکی از افرادی که اونروز با هم دستگیر شده بودیم را بعد آزاد کردند اما دوباره دستگیر شد و در سال 67 همراه با سایر خواهران سربه‌دار شد.
... مرداد سال 60 بود مرا از اوین با سیزده نفر دیگر به قزل الحصار انتقال دادند وقتی وارد بند شدیم دیدم عده‌ی زیادی از خواهرها و برادرها به‌طرز فجیعی رو به دیوارند، عده‌یی مشغول کلاغ پر و سینه خیز رفتن هستند و یک وحشی هم شلاق به‌دست آنها را زیر ضربات دردناک شلاق گرفته بود و چون می‌دید بچه‌ها قوی و محکمند سعی می‌کرد ضرباتش را محکمتر بزند، من پیش خودم می‌گفتم خدایا فقط ایمانی قوی به آنها بده. در هر حال مرا به بند مجرد سلول 9 و بقیه را به بند عمومی بردند. مدتی از آمدنم به آنجا نگذشته بود که چند خواهر از شهرستان شاهرود به بند ما آوردند اما هنوز از گرد راه نرسیده بودند که یکی از پاسداران زن به‌نام طیبه آمد با ماشین اصلاح موی خواهرها را از ته زد و گفت در این زندان باید همه اصلاح شوند... 
با این همه مقاومت در دهه شصت ادامه داشت و پاسداران هر چه تلاش کردند زندانیان را با تحقیر و شکنجه فرو بریزند و در هم بشکنند اما هیچ فایده‌ای نداشت... 
شعله خاورانخرداد 96 ـ تهران.

۱۳۹۶ خرداد ۲۰, شنبه

گفتگو با یک نوزاد


گفتگو با یک نوزاد


چه شگفت است قدم زدن در مههرسنگ و بوته‌ای تنهاستهیچ درختی؛ درخت دیگررانگاه نمی‌کندهمه تنهایند.هرمان هسهنوزاد: زمانی که می‌خواستم به این دنیا پا بگذارم؛ در ذهن خودم فکر می‌کردم که کسی که مرا با خودش حمل می‌کند؛ همیشه حامی من است؛ و هیچ گاه تنهایم نخواهد گذاشت.
اما وقتی به دنیا آمدم دیدم که جایگاهی که قبلاً داشتم خیلی با صداقت‌تر از دنیایی‌ست که در آن پاگذاشتم؛ نمی‌دانم چه شد حامی من کسی که همه جا مرا با خود حمل می‌کرد، مرا در خیابان و در لای زباله‌ها گذاشت؛ نمی‌دانم این دنیا زباله دانی‌ست که هرکس به دنیا بیایید آن را در آنجا رهاخواهند کرد؟ یا این‌که اجباری درکار بود که مادرم مرا به زباله‌ها سپرد؟ 
جواب: طفلک ناز و بی‌گناه؛ باید بگویم که نه تو گناهی داری که به این سرنوشت گرفتار شدی و نه مادر تو
متأسفانه در زمانی پا به این دنیا گذاشتی که میهن نازنینت به‌دست دژخیمان و آدمکشان و دزدان گرفتار شد؛ طوری عرصه به مادر تو و همه ایرانیان هم میهن تو تنگ شده که امکان سیرشدن مادرت برای این‌که بتواند چیزی بخورد وتو را شیر بدهد، میسرنبود.
تو برای مادرت عزیز هستی، اما مادرت چون نمی‌توانست پرپرزدن تو را در حین گرسنگی بچشد؛ با همه ناامیدی و با چشمان گریان طوری که لحظه لحظه جان می‌داد؛ تو را به دست سرنوشت سپرد. اما بدان که او با هر قدم که از تو دورتر می‌شد؛ حالت پریشان حالی داشت وبرمی‌گشت تا تو را ببیند که مبادا دوام نیاوری؛ او در آن لحظه با خدایش نیایش می‌کرد و التماس می‌کردکه کسی تو را پیدا کند؛ و یا این‌که نکند حیوانی ترا بخورد. اما متأسفانه آنهایی که برتخت طلا تکیه زده و مردم را، مردمی که هموطن و هم کیش تو هستند را چپاول می‌کنند و زندانی می‌کنند و اعدام می‌کنند، این شرایط را برای تو و مادرت به‌وجود آوردند. پس از مادرت کینه به دل نگیر؛ اما با عقده وکینه بر علیه کسانی که این جو را برای تو و بسیاری از کودکان هموطنت درست کرده‌اند، بزرگ شو.                                                               
 دریا از استان لرستان

۱۳۹۶ خرداد ۱۸, پنجشنبه

انفجارها در تهران


انفجارها در تهران -7ژوئن2017

مجاهدین دروغپردازیهای رژیم را تکذیب می‌کنند


در حالیکه تیراندازی و انفجارهای امروز در قبر خمینی و مجلس رژیم ربطی به مجاهدین ندارد، رسانه‌ها و عناصر وابسته به رژیم به طرق مختلف تلاش می‌کنند پای مجاهدین را به میان بکشند و از این وقایع علیه مجاهدین بهره‌برداری کنند یا به توجیه جنایتهای پیشین خود بپردازند.
در همین رابطه تلویزیون رژیم تلاش کرد ضمن نقل خبرهای این حوادث، قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را که طی سال گذشته و پس از انتشار فایل صوتی آقای منتظری با موج فزاینده انزجار اجتماعی و محکومیت بین‌المللی روبه‌رو شده است، توجیه کند.
سازمان مجاهدین خلق ایران هر گونه دخالت در وقایع امروز تهران را تکذیب می‌کند. سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات آخوندی سوابق افشاشده‌یی در ترتیب دادن حوادث مشابه با به کارگیری گروههایی تروریستی تحت الحمایه خود و سپس نسبت دادن آن به مقاومت ایران دارد.
در ماههای اخیر و به‌ویژه در جریان انتخابات نمایشی رژیم، دادخواهی قتل‌عام زندانیان سیاسی در 1988 (سال 1367) که اغلب آنها از سازمان مجاهدین بودند، به یک جنبش اعتراضی اجتماعی بالغ شد. روز 4 ژو‌ئن خامنه‌ای در صحبت‌هایش ضمن حمایت از اعدام های دسته‌جمعی در دهه 80(دهه 60 شمسى)، در مراسم مرگ خمینی نگرانی خودش را راجع به گسترش این جنبش ابراز کرد.

۱۳۹۶ خرداد ۱۱, پنجشنبه

کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت ایران؛ اهمیت و ویژگیها


کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت ایران؛ اهمیت و ویژگیها  

گفتگو با مهدی ابریشمچی( مسئول کمیسیون صلح شورای ملی مقاومت ایران)

سؤال: به نظر شما گردهمایی امسال چه ویژگی‌های خاصی نسبت به سال‌های قبل دارد؟ 
مهدی ابریشمچی: همه ساله این گردهمایی، مهم‌ترین گردهمایی مقاومت است. ما هر سال یک موضوع و مسأله مشخص سیاسی را روی میز قرار دادیم و تلاش کردیم که آن را حل کنیم. این‌که امسال چه‌کار می‌خواهیم بکنیم و اهمیت گردهمایی امسال در چیست، سؤال بسیار درستی است؟ 
امسال گردهمایی ویلپنت در 1 ژوئیه (10تیر ماه) حائز اهمیتی است فراتر از همه سال‌های گذشته. به یک دلیل مشخص:واقعیت این است که مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق مبارزه سترگی را در 38سال گذشته و به‌خصوص در دوران بعد از 30خرداد 60 در داخل ایران به کمک هموطنانمان پیش برده است که هدف آن سرنگونی دشمن ضدبشری خمینی و آوردن آزادی و حاکمیت مردمی و عدالت اجتماعی و خارج کردن میهن عزیزمان از به یغما رفتن به دست آخوندهای ضدبشر بوده است. ولی به‌دلیل ماهیت آخوندها و عملکرد و قانون بقائشان و به‌دلیل عقب افتادگی و قرون‌وسطایی بودنشان، که ستم و سرکوب رژیم منحصر به کشور خودمان نمی‌شد و رژیم دامنه خطر و تهدید خود را، برای بقای خودش، به خارج از ایران گسترش داده است، از روز اول گفتیم که این رژیم علاوه بر سرکوب، احتیاج به صدور تروریسم، بنیادگرایی و صدور جنگ به خارج از ایران دارد. واقعیت این است جهانی که در نتیجه سیاست رذل و کثیف مماشات، حاضر نبود اجازه دهد که دنیا چشمش را باز کند و ببیند که منشأ تمام این خطرها رژیم آخوندی است، نبرد ما در داخل و خارج ایران به‌خصوص در صحنه بین‌المللی، به‌دلیل خون مجاهدین، به‌دلیل خون 30هزار شهدای سال 67، به‌خاطر پایدار اشرفی‌ها در اشرف و لیبرتی و در نتیجة کار اشرف‌نشانها و در رأس آن در نتیجة فعالیت‌های خواهر مریم در صحنة بین‌المللی، به‌تدریج و البته به‌دلیل قیمتی که خلق‌ها به‌خاطر جنایت‌های رژیم و بنیادگراها پرداخته‌اند، کم‌کم چشم‌شان را باز کرده‌اند و دارند می‌بینند و اعتراف می‌کنند که منشأ تمامی این جنایات در نقطه کانونی در بنیادگرایی و تروریسم در ایران و در تهران و در رژیم آخوندی است.
این امر در جهان برملا شده و حالا دیگر جزء بدیهیات شده است. کنفرانس اخیر ریاض و جمع شدن 55 کشور از کشورهای مسلمان و کشورهای عربی و بیانیه‌یی که صادر کردند، بهترین مانیفست است. این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که ما قادر و موفق شدیم که در نتیجة تلاش‌های خودمان و پرداخت بهای سهمگین، جهان را با کنار زدن امواج واقعاً عفن مماشات که لااقل 8سال بر خلق و بر منطقه حاکم بود، این کار را انجام دهیم. امروز جهان چشمش باز شده و دیگر فکر نمی‌کند که آن تروریسم و غیره و ذالک، یکسری قارچ‌های هستند که گهگاه در این طرف و آن طرف سبز می‌شوند. چرا که حالا فهمیده‌اند که این حرف، یک حرف واقعاً غیرمنطقی و سبکی است. حالا متوجه شده‌اند که یک رژیمی پشت این قضیه است که تروریسم‌اش و صدور بنیادگرایی‌اش، ثبات منطقه و صلح جهانی را تهدید می‌کند و همین رژیم است که در داخل کشور دارد سرکوب می‌کند. ما با اتکا به اصل استراتژیک خودمان، اصل «کس نخارد» به این واقعیت جامه عمل پوشاندیم. پس ما باید گام بعدی را برداریم و این وظیفه ما است. وظیفه ایران و ایرانی است چون متأسفانه به هر حال سرنوشت چنین بوده که این شجره خبیثة خمینی و آل خمینی در ایران نشو و نمو پیدا کرده و بعد همه جا را به لوث وجود خودش آلوده کرده است.
گام بعدی عبارت است از همان چیزی که جهان هنوز چشمش را به روی آن باز نکرده یا نمی‌خواهد باز بکند. ما باید مثل سایر زمینه‌ها چشم جهان را در این زمینه باز کنیم. این رسالت و مسئولیت ما است. این چیزی نیست که ما حالا انجام دهیم یا ندهیم، بلکه باید انجام دهیم. چه چیزی می‌توانست به جهان ثابت کند که این رژیم در حال ساختن بمب اتمی است؟ آیا مماشات‌گران مدتها منکر آن نمی‌شدند. آیا نفی نمی‌کردند؟ آیا آنها دستگاههای اطلاعاتی‌شان را به‌کار نمی‌انداختند که بگویند سال 2003 این قضیه سروته‌اش هم آمده؟ چرا، همه این کار را می‌کردند، چون مماشات ایجاب می‌کرد که این کار را بکنند. ولی بالاخره چه کسی توانست به جهان و به جامعه بین‌المللی ثابت کند که رژیم در حال ساخت بمب اتمی است؟ و چه کسی باعث شد که رژیم آخوندی سرانجام محاصره و مجبور شود که جام‌زهر اتمی را سر بکشد؟ بله، بدون ذره‌یی تردید این مقاومت مردم ایران بود که چنین کاری را کرد. کما این‌که قبل از این هم چه کسی قیمت پایان جنگ ضدمیهنی را داد؟ آن وقتی که خمینی ملعون جنگ خانمان سوز ایران و عراق را برای بقای رژیمش به راه انداخته بود و جوانان ایرانی را به مسلخ می‌برد و در تنور جنگ به آتش می‌کشید و می‌کشت، چه کسی پرچم صلح را برافراشت؟ چه کسی به جهان ثابت کرد که صلح در دسترس است و مردم ایران مجبور نیستند برای بقای رژیم، خانه و زندگی و بچه‌هایشان را فدای این جنگ خانمان‌سوز بکنند؟ می‌بینیم که باز هم مقاومت مردم ایران بود که این کار را کرد. بله این ارتش آزادی، ارتش صلح و آزادی بود که جام‌زهر را در نهایت به حلقوم خمینی ملعون ریخت.
الآن هم روز روزش است و زمین آماده کشت است. برای مقاومت مردم ایران و مجاهدین و به‌خصوص اشرف‌نشانها، باران تلاش‌ها، خون‌ها و زحمات باریده و زمین و مزرعه آماده کشت است. خب، آماده کشت چه چیزی؟ آماده کشت گام دوم. گام دوم برای سرنگون کردن و انداختن بنیادگرایی به گور و جهنم تاریخی که در انتظارش است. چگونه؟ 
جهان در حال حاضر درد را می‌بیند، ولی درمان را نمی‌بیند. خطر را می‌بیند ولی راه‌حل را نمی‌بیند. ما باید در این کهکشان آن واقعیتی را که خودمان به آن ایمان داریم و از تجربه ما درآمده یعنی مقاومت ایران راه‌حل مسأله و مشکل بنیادگرایی است، راه‌حل رژیم خمینی است - همان‌طور که خواهر مریم اعلام کردند: «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی»، بلکه راه‌حل، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان است- این را ما باید به جهان در این گردهمایی معرفی کنیم. این یک وظیفه ملی و میهنی و انسانی است. حالا که مشخص شده این رژیم فاسد، منشأ تمام این جنایات است، باید به جهان نشان دهیم که برای این رژیم راه‌حل وجود دارد. یک راه‌حل مادی واقعی و قدرتمند. ما باید در این کهکشان ابعاد مختلف قدرت و توان این مقاومت را برای مردم ایران به نمایش بگذاریم. همان مردمی که در شرایط فعلی منتظر شورش و قیام علیه این رژیم هستند و این مراسم و گردهمایی و دیدن قدرت مقاومت، آنها را سرشار از امید می‌کند و متوجه می‌شوند که نیروی جایگزین و همآورد برای این رژیم وجود دارد. تا این‌که به‌تدریج با تلاش‌هایی که در داخل و خاک کشور ادامه خواهیم داد، گام بعدی برداشته شود و این مقاومت جای خود را در صحنه سیاسی بیشتر و بیشتر باز کند.
از طرف دیگر ما باید در این کهکشان ابعاد مختلف قدرت و توان این مقاومت را در مقابل انظار جهانیان و انظار ناظران سیاسی هم به نمایش بگذاریم. من این‌جا می‌خواهم تأکید کنم که دنیای سیاست، فقط دنیای صحبت نیست، فقط دنیای ارائه تئوریها نیست. بلکه دنیای ارائه راه‌حل مادی و مشخص است، دنیای قدرت است.
هر چقدر ما بتوانیم روز اول ژوئیه (10تیر) قدرت این مقاومت را جدی‌تر و واقعی‌تر نشان دهیم، رژیم هر چه بیشتر ضربه می‌خورد. همان قدرتی که این رژیم با اختناق خود نمی‌گذارد دیده شود. یادمان است که ما در داخل کشور در 30خرداد سال 60 نیم‌میلیون نفر را به خیابانها آوردیم. بنابراین هواداران مقاومت و ایرانی‌های هوادار و طرفدار این مقاومت باید در روز اول ژوئیه بیایند تا قدرت مقاومت دیده شود.
پس ما باید با به‌کارگیری امکانات، ماکزیمم تلاش خود را بکنیم. هر اندیشه منطقی هم به خوبی می‌تواند بفهمد که حضور هموطنان ما در این مراسم و گردهمایی آنها در سراسر جهان در جلسه ویلپنت علامت قدرت این مقاومت است. علامت قدرت نهفته در پشت راه‌حل آزادیخواهانه و ملی است. چرا که هر کسی می‌داند که یک ایرانی پناهنده که می‌خواهد از آنطرف دنیا از آمریکا، از کانادا، از استرالیا، از آلمان، از سوئد، از ترکیه، از پاکستان بخواهد بیاید و در این مراسم شرکت کند، چه هزینه‌ ، چه انرژی و چه انگیزشی باید داشته باشد.
همان‌طور که عرض کردم، محصول این شرکت کردن این است که ما این بار درمان و راه‌حل را روی میز می‌گذاریم. ولی درمانی که فقط جنبه پتانسیل و جنبه بالقوه ندارد. بالفعل است، مادی و قدرتمند است، توان دارد و می‌تواند ایران را آزاد و این رژیم را سرنگون کند. همآوردی واقعی و قدرتمند است. به نظر من این موضوع، ویژگی گردهمایی امسال ما در ویلپنت است.
مثلاً وقتی ما مجاهدین می‌گوییم اسلام انقلابی یا وقتی می‌گوییم آلترناتیو فرهنگی، خب مردم ما الآن این را در صحنه ایران به خوبی می‌دانند، ولی این را باید در صحنة بین‌المللی هم ارائه کنیم تا در گام بعدی به‌تدریج این مقاومت مورد حمایت قرار گیرد و به‌رسمیت شناخته شود.
سوال: به نظر شما رژیم بعد از این انتخابات در چه موقعیتی است؟ وضعیت آن چه تأثیری بر همین گردهمایی می‌گذارد و پیام‌هایی که با خودش دارد، چیست؟ 

جواب این سئوال و سایرسئوال و جواب ها را درلینک زیر دنبال کنید:
http://bit.ly/2qJHqNR

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی

پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...