۱۳۹۶ خرداد ۹, سهشنبه
۱۳۹۶ خرداد ۷, یکشنبه
موسسات مالی در ایران و غارت کردن سپرده گذاران
موسسات مالی در ایران و غارت کردن سپرده گذاران
سلام، امروز مطلبی خواندم که مرا بیاد مردم طلبکار از موسسات مالی انداخت و دولتی که بدهکاراست ولی پول مردم را پس نمیدهد.مردمی که با هزار امید و آرزو میزان پولی که داشته اند و پس انداز سالها رنج و زحمتشان بوده و جوانی وعمر خودشان را بر سر آن گذاشته اند ، پول زبان بسته را در موسساتی که بانک مرکزی ضامن آنها ست و به این ترتیب اعتماد مردم را جلب کرده اند ،به صورت سپرده گذاشته اند تا هم پولشان درجای امنی باشد و هم از بابت آن سودی عایدشان شود و زندگی شان بچرخد، و حالا نه تنها سودی که به سپرده گذاران تعلق میگیرد را این موسسات نمیدهند بلکه اصل پول مردم را هم پس نمیدهند و هیچکس هم پاسخگو نیست. این همه پول در کجا سرمایه گذاری شده ؟ الله وعلم. خسارت مردم را کی باید بدهد؟الله و علم. مردم که زیان دیده اند و همه سرمایه زندگیشان بباد رفته چه خاکی برسرشان کنند؟ الله و علم.باید از روحانی که حالا مجددا رییس جمهور شده مردم بخواهند که پول مردم را پس بدهد و خسارت مردم را جبران کند. اگر دولت با زبان خوش اینکار را نمیکند باید که با فریاد وگسترش اعتراضات و خسته نشدن و افشاگری بیشتر مجبورش کرد.نباید از حقوق حقه خودمان کوتاه بیایم چه پول مان باشد چه آزادیمان . همانطور که اعتراضات مردمی در این مورد گسترش پیدا کرده است و شکل سراسری میگیرد . امروز ۷ خرداد در شهرهای لرستان و خوزستان و بابل به صورت همزمان مال باختگان تجمع اعتراضی داشته اند و با سنگ شیشه های موسسه توسعه را شکستند و با ماموران سرکوبگر درگیر شدند. این کار باید ادامه پیدا کند و همه در اتحاد با یکدیگر وارد صحنه شویم. این موضوع را باید همگانی کنیم و همدرد هم شویم .باید فریاد کشید «نترسید نترسید ، ما همه با هم هستیم»
و حالا حکایت طلبکار و بدهکار را برایتان گذاشتم و ببینید آیا شما هم آنرا شبیه وضعیت مملکت خودمان نمیبینید؟!!!
روزی طلبکاری که مدتها سر دوانده شده بود برای وصول طلبش عزم جزم کرد و خنجر برهنه ای برداشت و به سراغ بدهکارش رفت تا طلبش را وصول کند. بدهکار چون وضع را وخیم دید گفت:چه به موقع آمدی که هم اکنون در فکرت بودم تا کل بدهی را یکجا تقدیمت کنم.چون طلبکار را با زبان کمی آرام کرد دستش را گرفت و گوسفندانی را که از جلوی خانه اش میگذشتند نشانش داد و گفت:ببین در هر رفت و برگشت این گوسفندان، چیزی از پشمشان به خار و خاشاک دیوارهای کاه گلی این گذر گیر کرده و از همین امروز من شروع به جمع آوری آنها میکنم. بقدر کفایت که رسید آنها را شسته و به رنگرز میدهم تا رنگ کند و بعد از آن زن و بچه ام را پای دار قالی مینشانم تا فرشی بافته و به بازار برده فروخته و وجه آن را دو دستی تقدیم تو میکنم.طلبکار از شنیدن این مهملات از فرط خشم به خنده افتاد و بدهکار هم چون خنده او را دید گفت:مرد حسابی طلب سوخته رو به این راحتی زنده کردی، تو نخندی من بخندم....؟
۱۳۹۶ خرداد ۴, پنجشنبه
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران (۳) قیام و انقلاب یعنی چه؟
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران (۳)
قیام و انقلاب یعنی چه؟
✌️✌️✌️در طول تاريخ زياد ديديم كه مردم براي اعتراض يا بيان حق شون بلند ميشن و تجمع يا تظاهرات راه ميندازن. اما قدرت اين حركتها به چي برميگرده؟ كدوم به نتيجه ميرسه؟ فرقشون با هم چيه؟
پاسخ این سئوالات را در کلیپ ضمیمه ببینید.
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران(۲) جبهه مردم ايران
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران(۲)جبهه مردم ايران
🔴⚫️🔴توي جامعه ديكتاتوري يك طرف حكومته، يك طرف مردم.
بين #ديكتاتور و #مردم يك دريا رنج و خونه.
جبهه خلق يا جبهه مردم #ايران که شامل همه نيروهايي هست كه ميخوان ديكتاتور سرنگون شه، چيست؟
دوستان این کلیپ رو چون به خودم خیلی کمک کرده برای همین برای شما هم گذاشتم .
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران
از سلسله آموزشهای سازمان مجاهدین خلق ایران
مبارزه چیست؟چطورباید علیه دیکتاتور مبارزه کرد؟#مبارزه قبل از هر چيز يك علمه.دانش تغيير #سياسي و #اجتماعي.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۸, پنجشنبه
بر اساس فرمان مسعود رجوی به جوانان داخل میهن برای تشکیل دسته ها ویکان های ارتش آزادی
بر اساس فرمان مسعود رجوی به جوانان داخل میهن برای تشکیل دسته ها ویکان های ارتش آزادی
یکان یکان شویم به جنگ شب رویمطلسم اختناق را همیشه بشکنیمیکان یکان شویم ،ارتشی گران شویم در آسمان شهر رعد بی امان شویم ای تو خواهرم ،برادرم بپا بپا اهرمن رود وطن شود رها رها ........................
۱۳۹۶ اردیبهشت ۲۴, یکشنبه
كارزارتحريم نمايش انتخابات درشهرهاي ميهن«تهران-کرج» اردیبهشت۹۶
كارزارتحريم نمايش انتخابات درشهرهاي ميهن«تهران-کرج» اردیبهشت۹۶
كارزار تحريم نمايش انتخابات در شهرهاي ميهن «تهران ياسوج - مشهد » اردیبهشت۹۶
كارزار تحريم نمايش انتخابات در شهرهاي ميهن «تهران ياسوج - مشهد » اردیبهشت۹۶
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۶, شنبه
خواهر کوچک اشک چه میخواهد؟
خواهر کوچک اشک چه میخواهد؟
در این دو نینی؛ این دو پرستوی پرسش سوگوارچه واژههای بلندیست
که شعر تلاوت آنها را کوتاه است؟
هزار آینه میتوان زمزمه کرد
از آن زمزمهیی که نجابت رازش، فرونهفتن است
در این دو دریچه طاقباز
به خلوتترین نیالوده وجدان
دو التماس نافذ،
دو تقاضای بیجواب،
چه قلبگداز، به معصومیتی کوچک
نماز میبرند!
با خلاصه این دو پرستوی سوگوار، بارها
سر بر شانه تنهایی
گریستهام؛
آنگاه که نگریستن
ایمان من به اصل شکیب
در تندباد حادثه بود
کدام هق هق عاشق، روزی سرود:
«یک تصویر، گویاتر از هزار کلمه است؟»
اینک یک جفت چشم
نافذتر از هزار کتاب
خواهرم؛ خواهر کوچک اشک!
در شعر من
گونههای تازه شرم،
هنوز از شرم، شرم میکند
و من در گرانیگاه ساقط انسان
به جستجوی نقطهای برای تعریف «چرا بودن» ام؟
قرنهاست پوزار میکشم
پرانتز احساس را
هنوز بازگذاشتهام
تا به دنیا نیامدگان شعر
در قارههای دنیایی نو
مگر وصف ارتفاع تو را
واژگانی درخور دریوزه کنند.
***
...
آه! بغضهای آواره شعر
داغ مرا دیگر،
داغ مرا هرگز،
تسکین نمیدهند.
ع. طارق
۱۳اردیبهشت۹۶
ایران، معدنچیان ، بردگی مدرن
ایران، معدنچیان ، بردگی مدرن
مهدی سادین برادر رضا سادین یکی از معدنچیان حبس شده در معدن یورت آزادشهر است و امروز برای نجات برادر خود به درون تونل معدن زمستان یورت آزادشهر وارد شده بود، به علت مشکلات تنفسی مجبور به خروج از معدن شد. وی اضافه کرد که برادرش رضا که دارای 2فرزند است تاکنون 14ماه حقوق دریافت نکرده است. وی افزود خیلی از بستگان منتظر خبری از رضا هستند.او میگوید: دو سال پیش در همین معدن کار میکردم و دستمزدم مابهازاء 16ساعت کار در روز 7هزارتومان بوده است. وی با اشاره به اینکه حادثه معدن یورت آزادشهر سبب شد تا به سختی کار در این معدن و خطرات آن بیشتر آشنا شود گفت: که بارها از برادرم خواسته بودم که از کار در این معدن خودداری کند.
آیا فاجعه معدن آذرشهرقابل پیشگیری بود؟
در یک واکنش نسبت به این فاجعه و در جنگ و جدال درونی باندهای رژیم، خبرگزاری سپاه پاسداران موسوم به فارس بدون اشاره به عامل اصلی این فاجعه که حاکمیت ولایتفقیه است تقصیر را به گردن دولت آخوند روحانی انداخته و گفت: «اهمال دولت در اجرای قانون چگونه جان معدنکاران را گرفت؟» و بهعنوان سند به این گفته اشاره کرد:«وزیر کار دولت یازدهم ۲ سال قبل در مجلس گفته بود که میتوانم معادن ناایمن را تعطیل کنم، اما ۱۰ هزار شغل از بین میرود؛ حالا این ۳۵ نفر را هم باید به قربانیان بالا نرفتن نرخ بیکاری در دولت یازدهم اضافه کرد».
البته این فقط گوشهیی از فاجعه حاکمیت این رژیم است. فجایعی چون پلاسکو، سیل اخیر در شمالغرب کشور و معدن آزادشهر تا زمانی که این رژیم در حاکمیت است، تمامی ندارد و هر روز در گوشهای از این میهن باید شاهد قربانیانش باشیم.
۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سهشنبه
روز معلم در ایران یاد آور خون شهیدان راه آزادی
روز معلم در ایران یاد آور خون شهیدان راه آزادی
فرهنگیان میهنمان از چند روز قبل برای یک
گردهمایی در مقابل مجلس در روز معلم یعنی ۱۲ اردیبهشت(امروز) فراخوان داده بودند.بر اساس همین فراخوان جمعی از فرهنگیان
شجاع بر سر قرار حاضر شدند و تجمع برگزار شد ولی ماموران سرکوبگر انتظامی از گسترش
این حرکت اعتراضی اجازه ندادند که تجمع در جلو مجلس ادامه پیدا کند و تلاش کردن
فرهنگیان را متفرق کنند ولی آنها به یکی از پارکهای نزدیک بهارستان رفته و تجمع
خود را شکل دادند.
این گردهمایی در گرامیداشت روز معلم بود و تجمع
کنندگان از خواسته های معلم زندانی اسماعیل عبدی که اکنون در اعتصاب غذا به سر
میبرد حمایت کردند.روز معلم در ایران ، با روز جهانی معلم
متفاوت است. روز جهانی معلم بمنظور گرامیداشت قدر و منزلت معلم میباشد ، اما در
ایران روز معلم با خون معلم آزاده دکتر ابوالحسن خانعلی که در ۱۲اردیبهشت سال ۱۳۴۰
توسط شلیک مستقیم ماموران آریامهری! به معلمان اعتصابی به شهادت رسید، آذین شده
است . روز معلم بمنظور گرامیداشت خون معلمان شهید و معلمان زندانی مانند اسماعیل
عبدی است. این روز یاد آور مبارزه شجاعانه معلمین در زمان پهلوی برای آزادی است .
مبارزه ایی که بالاترین درس ها را در آن معلمین به دانش آموزان خود میدهند. همان
کسانی که آینده میهن را میسازند.
این بار نیز معلمان آزاده اعلام
کردهاند که روز سهشنبه ۱۲
اردیبهشت ۹۶ ساعت ۱۰ صبح در مقابل مجلس! در حمایت
از همکاران زندانی خود، تجمع خواهند کرد. بله این روح «اعتراض برای گرفتن حق» در
این قشر نهادینه شده، چه بسیار معلمانی که در زندانهای نظام جمهوری اسلامی! پای
آرمان مقدس «آزادی» ایستاده و سربدار شدند که تعدادی از آنها جزو قتلعام شدگان
سال ۶۷ بودند
که در واقع برای همکاران خود و تمام مردم ایران «معلم آزادی» شدند.بیشتر بخوانید
http://bit.ly/2p0hooE
زندانیان سیاسی ایران، با تحریم نمایش انتخابات ولایت فقیه ، به مبارزه خود ادامه میدهند
زندانیان سیاسی ایران، با تحریم نمایش انتخابات ولایت فقیه، به مبارزه خود ادامه میدهند
ارژنگ داوودی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام است که بدلیل ایستادگی بر مواضع آزادیخواهانه اش ، از طرف مقامات زندانها تحت فشار زیادی بوده و اکنون برای فشار بیشتر در زندان زابل بعنوان تبعیدی بسر میبرد. اما ارژنگ ما دست از مبارزه و آزادیخواهیش برنمیدارد و همچنان استوار ومحکم بر اعتقاداتش پای میفشارد. او یک زندانی است ، در بند و زنجیر است، خوب میداند که هر بیانیه و یا تماس و حرفی که بزند یعنی مجازات و فشار بیشتر ولی در مقابل زندانبان و جلادانش کوتاه نمی آید و حتی با یک سطر نامه نوشتن بنام آزادی مبارزه اش را ادامه میدهد. خوب میداند که آزادی گرفتنی است و کسی آنرا در سینی طلایی تقدیم نمیکند و خوب میداند که برای گرفتنش باید قیمت داد و او روزانه دارد این قیمت را میدهد و بهایش راجانش می پردازد ولی کوتاه نیامده است بارها اعتصاب غذا کرده است چه برای حقوق خودش و چه در همبستگی با سایر زندانیان. ولی فقیه و عواملش نتوانسته اند او را به انزوا و سکوت بکشانند و این یعنی پیروزی بر ظلم و ستم و پیروزی نور بر تاریکی. ارژنگ در آخرین حرکتش بیانیه ایی در تحریم انتخابات ۹۶ نوشته و به بیرون زندان فرستاده است. سئوال اکنون اینست که وقتی زندانیان در بند که در زیر شکنجه و تنبیه و .... هستند اینچنین از آزادی دفاع میکنند و بر آن پای میفشارند ننگ تسلیم و سازش را نمی پذیرند ، پس آنانی که در خارج از زندان هستند و دستشان باز است که کار های بسیاری بر علیه ظلم و ستم حاکم بر میهن بکنند چگونه میتوانند سکوت کنند و تن به تسلیم و سازش بدهند؟!!!!!!!!!!!!
بهتر است هر کس این سئوال را از خودش بکند. آیا ارژنگ داوودی و سایر زندانیان سیاسی ، خانواده ندارند؟ آیا زندگی را دوست ندارند؟آیا در فقدان وجودشان در کنار خانواده ، خانواده شان مشکلی ندارد؟ آیا فرزندانشان در حسرت دیدن پدر یا مادرشان نیستند؟ و خیلی آیا های دیگر .
دوستان زندانیان سیاسی را سرمشق خود قرار دهیم چون: آزادی قیمت دارد تا وقتی نمیخواهیم قیمت آنرا بدهیم این سیاهی است که حکومت میکند و این ستم و ظلم است که بر ماو مردم مان حاکم است . زمان آنست که خود را به دریا بزنیم و دست آن غریق که همین ملت و میهن است را بگیریم و نجات بدهیم.
ارژنگ داوودی در بیانیه اش میگوید:
پروا مکن ز رعد ای همدرد
پروا مکن ز برق ای همبغض
سر برکش ای کمر خمیده به زیر بار ظلم
بنگر که ناکسان چه نابجا نشسته اند
و ببین که جولانگه حرامیان از تهی چه سرشار است
هم میهنان!
هر چند که از اواخر دوران سلطنت قاجاریان یعنی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب مشروطه برای نخستین بار در کشور ما هم برگزاری انتخابات رسمیت یافت ولی بجز دوران ناکام نهضت ملی و نیز انتخابات نافرجام ریاست جمهوری، هرگز هیچ انتخابات دیگری در ایران کورسویی از آزادی و کوربویی از انصاف را به کام ما ننشانده است.
بهجرأت میتوان گفت که در دهههای اخیر، صوریترین انتخابات در تاریخ کشور پس از برکشیدنهای وقیحانه خامنهای خونآشام و رفسنجانی؛ تحمیل کفتاری بهنام احمدینژاد بر شانههای فرسوده از ستمِ مردمِ بپاخواسته میهن بوده است.
اینک نیز رژیم مستأصل خامنهای که بهعلت فساد و تباهی مستمر همواره حتی اصلیترین شرکای خود در جنایات 38ساله را رد صلاحیت نموده و در عرصه نمایشهای انتخاباتی این دوره بوضوح گوی رذالت را از همه پیشینیان خود ربوده است.
هم میهنان
مادام که موهبت دموکراسی در کشور پدیدار نیامده و جامعه ایرانی در مسیر نیل به استقرار یک جامعه دموکراتیک قرار نگرفته باشد؛ اینگونه خیمه شب بازیها و عروسک گردانیهای ادواری تحت عنوان پوشالی انتخابات ادامه خواهد داشت. زیرا هر چند که در دنیای امروز کسب مشروعیت سیاسی از طریق برگزاری انتخاباتهای عمومی بهصورت یک اصلِ پذیرفته شده جهانی درآمده؛ ولی رژیمهای استبدادی ضمن تبعیت صوری از این اصل از آن برای رنگ کردن مردم و بزک کردن خود سوءاستفاده مینمایند.
هم میهنان
بر حسب ضرورتهای تاریخی لازم است که برای تحول به یک جامعه دموکرات ابتدائاً آزادیهای از دست رفته خود را مجدانه بازیابی نماییم تا پس از تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین ساختارهای سیاسی حقوقی نوین، بتوانیم حاکمیت غیرقابل برگشت مردمان سراسر کشور بر سرنوشت خود را تحقق بخشیم.
بنابراین ضمن تحریم نمایشهای انتخاباتی رژیم و تقبیح هر گونه مشارکت تماشاچیان مزدور، مأمور، مجبور و یا فریب خورده در تأتر خیابانی 29 اردیبهشت 96 از همگان میخواهم که در مبارزه برای به پیروزی رساندن انقلاب سوم یعنی انقلاب دموکراتیک ایرانیان هر چه کوشاتر مبارزین سیاسی و مجاهدین انقلابی را یاری رسان باشند.
زنده باد ایرانی. پاینده باد ایران
ارژنگ داودی. زندانی سیاسی در تبعید. زندان مرکزی زابل. اردیبهشت 96
اشتراک در:
پستها (Atom)
پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی
پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...
-
پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...
-
معصومه عطایی 32 ساله این روزها سفالگری میکند. با گل، بشقاب، کاسه و گلدان میسازد. معصومه در حادثه اسیدپاشی هر دو چشمش را ا...
-
اصلاً عادت نداشتم با چادر ببینمش. جز یکبار که سال ۱۳۸۲ برای پایان دادن به ممنوعالخروجی ۱۷ سالهاش به دادگاه انقلاب رفتیم و ناچاراً ...




