۱۳۹۶ اردیبهشت ۹, شنبه

دل‌نوشته‌اي بسیار زیبا و انگیزاننده از نرگس محمدی


دل‌نوشته‌اي بسیار زیبا و انگیزاننده از نرگس محمدی 


این دلنوشته را نرگس محمدی اسیرمان زمانیکه حکم جدید ش را به او ابلاغ کردند در اعتراض نوشته است، درحالیکه حاکمان دیو صفت میخواهند او را به تسلیم و سازش و تن دادن بکشانند ، او اینچنین قلمش فریاد بر می آورد که:« انسان بی ارده اسیر نیستم »
بیایید ما نیزبا اوهم صدا  شویم و اجازه ندهیم که این شیادان و جلادان حاکم بر میهنمان بیش از این ما را به سخره بگیرند
بیایید ما هم دست رد به سینه این جانیان بزنیم و نشان بدهیم که همه یک نرگس هستیم و همه صدای نرگس و آتنا و مریم و آرش هستیم و راه آنها را میرویم.
و اما دلنوشته :
بوی بهار می‌آید. زمستانی سرد می‌رود و بهاری دل‌انگیز می‌رسد. حکم ۶۶ سال حبس من در این زمستان سرد در ۲۴ اسفند ۹۵ پایان پذیرفته و در همان لحظه آزادی، محکومیت ۱۶ساله از راه می‌رسد. لحظه پایان حکم پیشین قلاب به آغاز محکومیت جدید انداخته و زنجیره طویل حبس را محکم می‌کند. زنجیر به زنجیر می‌بندند. به خیال خودشان فرصتی حتی یک روزه برای تنفس آزادی نمی‌دهند.
عقل و دلباختگان قدرت، گمان می‌برند که کارکرد زندان پشیمان‌سازی و برگشت‌پذیری زندانی و ماحصل آن درد و رنج است. نمی‌توانند باور کنند که روی دیگر رنج ناشی از سلب آزادی از انسان آرمان‌خواه، بارور شدن باورهای او و محکم شدن اراده اوست و اینجاست که فرد زندانی، علی‌رغم باختن آزادی تنزل یافته انسان به بودن در خیابان و خانه، حلقه‌های مفقوده زندگی و انسان بودنش را می‌یابد و با رضایت، از آزادی کاذب چشم می‌پوشد و با آزادگی‌ایی که به ازای از دست دادن آزاد بودنش به دست آمده، آرام می‌گیرد.
 به پیشواز بهار و نوشدن و آغاز محکومیتی دیگر می‌روم. آرام هستم. در این لحظه و در این مکان ترجیح می‌دهم به جای انسان بی‌اراده اسیر به ظاهر آزاد، انسان بااراده آزاد هرچند محکوم به اسارت در زندان‌ها باشم.
 ترجیح می‌دهم به‌جای زن محروم از حقوق انسانی و تسلیم و سکوت پیشه‌کرده در مقابل انقیاد و سلطه، زن معترض، هرچند زندانی باشم.
 ترجیح می‌دهم به‌جای مادر همنشین با دختر و پسر به خاکستر نشسته در فردای ایران، مادر ایستاده بر تضمین حقوق انسانی فرزندان فردای سرزمینم، هر چند محبوس در اوین باشم.
 هر چند می‌دانم زنان و مردان سرزمینم در تقلای آزادی و عدالتند و در هر زمان و مکان، رنج این تلاش را متحملند و زندانیانی چون من، تنها قربانیان و هزینه‌پردازان دموکراسی و آزادی نیستیم.
 در خیالم عقل و دل، آرام می‌کنم و در گوشه حیاط زندان می‌نشینم. ثانیه‌ای سپری نشده که صدای پرندگان سرمست از بوی بهار بی‌اختیار دلم را بی‌قرار پرندگان مهاجرم می‌کنند. گویی دل به دنبال بهانه است. لحظه‌ای نسیم بهاری، زمانی غنچه‌ها و جوانه‌های سرزده، روزی صدای دلنشین پرندگان و دمی ابر و بوی باران، بهانه یاد عزیزان سفر کرده‌ام می‌گردند و چشمانم تر و دلم خون می‌کنند.
آری یک روی این ره، صبر است و عزت و ایمان و روی دیگر آن، رنج است و عصیان.
راه روشن است،
ایمانم شعله ور، چشمانم پر اشک
قامتم ایستاده، قلبم پر درد و پرتپش
گام‌هایم استوار، دستانم پر انتظار
 در انتظار صلح و آزادی و انسانیت.
نرگس محمدی
زندان اوین
بهار  ۱۳۹۶
 
 


۱۳۹۶ اردیبهشت ۶, چهارشنبه

دهان گشادی از صفات بارز آیت الله های حاکم بر ایران است



دهان گشادی از صفات بارز آیت الله های حاکم بر ایران است 

هرجا که منافعشان در خطر است ، هرجا که جیبشان خالی است یا بهتر است بگوییم هرجا که میخواهند جیبشان را بیشتر پر کنند، و هنگام انتخابات چه شورای شهر باشد یا مجلس یا ریاست جمهوری ... بطور ناگهانی وسط میپرند و فریاد «یافتم یافتم» که شما بخوانید «حقوق شهروندی حقوق شهروندی »سرمیدهند.
اکنون زمان انتخابات است و همه منجمله آیت الله قاتل (رئیسی) بیاد شهروندان وحقوق آنان افتاده است. کسی که امضایش زیر حکم اعدام سی هزار از جوانان آزادیخواه ایران در سال ۶۷ است ،حالا بفکر شهروندان و حقوق شهروندی افتاده است!!
عجبا که انتخابات از این گرگ ها چه گوسفندان معصومی میسازد!!
آقا اول بیا پاسخ این خون ها و آن دزدی ها که از تولیت امام رضا کردی را بده بعد دم از دفاع از حقوق شهروندی و میدان عمل آن بکن!! عجبا عجبا از این همه بی شرمی و وقاحت.
حالا قسمتی ازسخنرانی این جناب آیت الله قاتل را بخوانید که چگونه از حقوق شهروندی و میدان عمل آن  حرف میزند که آدم فکر میکند با یکی از ۱۴معصوم روبروست نه رئیسی جلاد که قتال جوانان ایران است و همیشه هم به آن افتخار کرده است.
جناب ! رئیسی  گفت:«حقوق شهروندی حقیتی است که باید در میدان اتفاق بیفتد. بس است نگارش حقوق شهروندی مگر ما کم نوشته داریم امروز باید بدان عمل شود امروز میدان اجرای حقوق شهروندی است و نه نگارش و انشا نویسی». (خبرگزاری فارس۲۵ فروردین۹۶)
دم از حقوق بشر زدن و حق مردم ....  که نظام جمهوری اسلامی کاملا با آن بیگانه است توسط سران این حکومت فقط یک طنز تلخ بیش نیست که فقط در زمان انتخابات در  بوق هایشان میزنند. در حالیکه در قانون اساسی این نظام در تبصره هایی که آورده شده یک پایه ای را در نقض حقوق شهروندی نهادینه کرده اند مثلا هرجا که یک حقوق شهروندی بوده بلافاصله گفته شده« به شرط اینکه مخل مبانی اسلام نباشد»!
مثلا:برای استخدام که بروید باید ملتزم بودن و معتقد بودن به «اصل ولایت فقیه » را مهر و امضا کنید.
حالا دیگرزمان آن است که به این آقایان چه عمامه سفید چه عمامه سیاه بگوییم : دیگر بس است . این همه دروغ و شانتاژبس است. حقوق شهروندی حق مسلم هر ایرانی است که ما آنرا از حلقومتان بیرون میکشیم. نیاز نیست که شما در میدان عمل ( بخوانید میدانهای تیرباران و دار و درفش) بخواهید زحمت! کشیده و حقوق شهروندی را عملی کنید مردم بزودی این حقوق را به ثبت خواهند رساند و شما برای خودتان بهتر است که آن دهان های گشاد را ببندید!

در ایران چه کسی پاسخگوی قتل عام ۶۷ است؟



در ایران چه کسی پاسخگوی قتل عام ۶۷ است؟

حسن عباسی از تئوری پردازان سپاه ، به دانشگاه مدنی آذربایجان میرود تا سخنرانی کند. در آنجا یک دانشجوی شجاع و از جان گذشته دانشگاه،  حسن عباسی را به چالش میکشد و از قتل عام ۶۷ میپرسد و او نمیتواند پاسخ بدهد.چرا؟
این سخنرانی و جلسه با پشتیبانی «بسیج دانشجویی» یعنی بازوی سپاه در دانشگاه مدنی آذربایجان برگزار میشود  و دانشجوشجاع در پشت تریبون قرار می‌گیرد و متنی را خطاب به او از جانب مردم قرائت می‌کند.
او، حسن عباسی و «اربابانش» را همان هایی می‌خواند که به مدت «هشت سال احمدی نژاد را تقدیس» کردند و اکنون « باید جواب گوی خون های ریخته شده‌ی شهدا ۸۸، کهریزک ها، سالها زندانی و شکنجه و شلاق جوانان مملکت» باشند. 
او ادامه می‌دهد که « تئوری شما حمایت از بشار اسد خونریز است» و می‌افزاید که « گفتمان شما دفاع از قتل عام های فجیع، غیر انسانی، غیر قانونی و غیر شرعی سال ۶۷ است».
او در پایان می‌گوید: «و کلام آخر اینکه ما خیانت ها و جنایت های شما را نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم و داغ دل مادران سرزمینمان را مردم از شما خواهند گرفت».
در طول سخنرانی او، حسن عباسی در سکوت و البته با حالتی به هم ریخته گوش فرا می‌دهد. نیروهای بسیج که دو طرف سالن را پرکرده نیز توسط فرماندهانشان، به ظاهر، کنترل می‌شوند. حتی در نقطه ای که بلندگو قطع می‌شود یکی از فرماندهان بسیج می‌گوید که بلندگو را باز کنید.
آیا بسیج خویشتن دار شده است؟ آیا در جمهوری اسلامی! آزادی بیان به رسمیت شناخته شده است؟ کسانی که کمترین تجربه در مواجه با نیروهای بسیج و سپاه را داشته باشند می‌دانند که آنها افرادی هستند که برای صراحت های کمتر از این حاضر به کشتن افراد می‌شوند، پس چگونه شده است که سکوت می‌کنند و هرجایی هم که می‌خواهند کاری بکنند توسط فرماندهانشان کنترل می‌شوند؟
دانشجویی که در پشت تریبون قرار گرفته است، پرسشهایی را مطرح می‌کند. او از سال ۸۸ و شکنجه و کشتار جوانان می‌گوید. او از  حمایت حکومت گران از بشار اسد خونریز می‌گوید. او گام را فراتر می‌گذارد و از قتل عام ۶۷ می‌گوید. سخن گفتن او با تشویق های مکرر آن بخش از حاضران که از وابستگان بسیج نیستند مواجه می‌شود. جوانانی که وجدان بیدار خود را در سخنان آن دانشجو می‌بینند. جوانانی که حسن عباسی می‌داند کوچکترین اشتباهش با چه واکنشی از جانب آنها مواجه خواهد شد. او می‌فهمد که توانایی قطع کردن سخنان آن دانشجو را ندارد.
آن دانشجو، پرسش هایی را در میان می‌گذارد، که شاید در اعماق ذهن نیروهای جوانتر بسیج و سپاه نیز نفوذ کرده است. آیا آنها از قدیمی ترهایشان نمی‌پرسند که موضوع چه بوده است؟  آیا از امثال عباسی نمی‌پرسند که علت قتل عام زندانیانی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود بوده اند آنهم در ظرف چند روز و چند هفته چه بوده است؟
در چنین ملائی از «نیروی خودی» و در چنان ملائی از دانشجویان ا ست که حسن عباسی نمی‌تواند سخنرانی آن دانشجو را قطع کند. حسن عباسی حرف هایی را می‌شنود که در طول ۳۹ سال گذشته با کشتار انسان ها خواستار نشینده شدن آنها بوده است. در حقیقت این حسن عباسی نیست که مخاطب قرار گرفته است، این خامنه ای است که به چالش کشیده می‌شود. او در تعادل اجتماعی پایین آمده است. او حتی در میان نیروهای خودش نیز نزول کرده است. این شیب تاریخ است که نمی‌توان آنرا به عقب برگرداند. او باید پاسخ بدهد.
 

۱۳۹۶ فروردین ۳۰, چهارشنبه

ایران و این همه سیل و بلایای طبیعی!!!!!!!!!!

ایران و این همه سیل و بلایای طبیعی!!!!!!!!!!


خبر ناگهانی و دردناک بود. سیل آمد و برد. 
همه هستی و زندگی بسیاری از مردم شمال غرب ایران را. 
کلیپ ها و فیلم ها در فضای مجازی پخش شد. خودروهایی که آب با خود می آورد. ماشینی که با چراغ روشن و بوق های ممتد در میان امواج سیل  درخواست کمک میکرد ولی کسی را توان کمک کردن به گرفتار شدگان در سیل نبود . همه درگیر سیل و موج های خروشان آن شده بودند. بسیاری از خانواده ها در کل، سیل آنها را ربود ، و مردم ازهستی ساقط شدند. 
دسترنج سالها خون دل خوردن و جوانی و عمر را بر سرآن گذاشتن در یک چشم برهم زدن از دست رفت. این در لحظات آمدن سیل بود ، بعد از آن هم فیلم ها و عکس هایی منتشر شد که اجساد قربانیان در گل و لای باقیمانده از سیل ، برجای مانده اند و هیچ نیروی دولتی و حکومتی در صحنه نبود که به مردم کمک کند. درست در همین بحبوحه سردمداران و آخوندها فقط بفکر انتخابات و کرسی قدرت خود بودند و در بین دعواهای جناحی و جنگ گرگها و قدرت طلبی شان تنها چیز و کسی که فراموش شده بود سیل و مردمان بی خانمان و آواره باقیمانده از سیل بودند. 
حال سئوال اینست که آیا نمیشود جلو این سیل ها را گرفت.  اول سیستان و بلوچستان بعد شمال ایران بعد شمال غربی ، یکبار میگویند ۷ استان درگیر سیل یکبار میگویند۱۰ استان گرفتار سیل و..............
 البته وقتی در راس نظام حاکم دزد ترین فرد حاکمیت نشسته وقتی تمامی تجارت و مراکز تولید و بهره برداری در دست سپاه است ، وقتی تمامی بنادر و ورود و خروج کالا در دست سپاه است ، تا وقتی پول و سرمایه این وطن برای کشتار و جنگ در سوریه و عراق و یمن خرج میشود دیگر چیزی باقی نمیماند که برای مردم و ساخت و ساز درست این مملکت خرج بشود . 
جالبترین و دردناکترین قسمت این واقعه اینست که هر کس که به اسم مسئول آمده نظر بدهد مردم را مقصر نشان داد، انگار نه انگار که خودشان همه کاره این مملکت هستند.
در ۲۷ فروردین «ایسنا» از هاشمی «مدیرکل آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی» در نشست «ستاد مدیریت بحران استان»، نقل می‌کند که « در آذرشهر طغیان به کنار وجود نداشت و رودخانه کاملا کشش سیلاب را داشت و بی احتیاطی قربانیان سبب تلف شدن فوتی‌ها شد»
بقیه را در لینک زیر بخوانید................. 

http://bit.ly/2oCyjPQ


ایران و نظام جنگل حاکم بر آن


ایران  و نظام جنگل حاکم بر آن


وقتی میخواهیم وضعیت زور گویی و قدرت طلبی را بیان کنیم ، میگوییم مگه اینجا جنگله!!!!
این اصطلاح از کجا درآمده؟
البته ما دانش آموزان عزیز میدانیم که:  قانونی که در جنگل و حیات وحش حکم فرماست ،معروف به قانون جنگله یعنی هرکه زورش بیشتر ، وحشیگریش بیشتره حرف حرفه اونه.
در جنگل، خوب این قانون نیاز جنگل و حیات وحش هستش چون حیوانات که دارای قشر خاکستری نیستن تا با بحث و دیالوگ و منطق بخواهند کارشان را پیش ببرند، درضمن اینکه همین الان در اقوام و ملیت ها و کشورهای مختلف  هنوز به درجاتی از همین قانون جنگل استفاده میکنند . اما در بین کشورها وقتی به ایران میرسیم قانون جنگل ، همکاره است یعنی قانون جنگل نهادینه شده است و نظام حاکم بر ایران بر همین اساسا حکومت میکنه.
یعنی هرکه خونریزتر، دزدتر، کثیف تر، جنایتکار تر،وحشی تر و هرچه دورتر از خصایل انسانی باشد قدرتمندتره و برمسند بالاتری از قدرت تکیه میزنه. یکی روباه بنفشه و در حیله گری ردخور نداره میشود رئیس جمهور و آن یکی قاتل و جلاده و خون ۳۰ هزار جوان ایرانی روی دستانش است کاندید ریاست جمهوری میشود تا در آینده هم ولی فقیه بشه و یکی دیگه هم که به کشتن جوانان آزادی خواه افتخار میکند الان وزیره تا بعدا مقام بالاتری بگیره و جالب تر از همه اینکه چنان از خودشان واعمالشان و همدستانشان دفاع میکنن و جنایتشان را از الطاف الهی و معجزات خدایی میدانند که گویی از معصومان تاریخ هستند .
حالا رسیدیم به انتخابات ، بر اساس همین قانون جنگل ،وحوش ولایت به دفاع و طرفداری از هم پالکی های خویش وارد صحنه شده اند تا در این جنگ که بر سر بدست گرفتن سکان کشتی تاراج یک ملت و کشور هستش صحنه را از سایرین بربایند و خود بر مسند قدرت و غارت تکیه کنند.
حالا در بحبوبه انتخابات ، کسی که نماد جنایت و آزادی کشی هست و از اعضا هیئت مرگ در سال ۶۷ بوده و در جلساتی که این هیئت با آقای منتظری داشتند یکی از طرف حساب ها بوده ، جلو آمده و سنگ روحانی را به سینه میزند.
پورمحمدی نظام انتخاباتی جمهوری اسلامی را« نظام جنگل» توصیف می‌کند. او در دعوای بین روحانی و رئیسی از روحانی پشتیبانی می‌کند.
در تابستان ۶۷ وقتی منتظری، جانشین وقت خمینی، هیئت مرگ را مخاطب قرار می‌داد و از آنها می‌خواست تا اعدام زندانیان سیاسی را متوقف کنند، تنها ابراهیم رئیسی مخاطب او نبود. در کنار رئیسی .............. 
بیشتر بخوانید        http://bit.ly/2pxMRDg

۱۳۹۶ فروردین ۲۱, دوشنبه

سیرکی در ایران بنام انتخابات درحالیکه انتصاباتی بیش از طرف ولی فقیه نیست!!!!


سیرکی در ایران  بنام انتخابات درحالیکه انتصاباتی بیش از طرف ولی فقیه نیست!!!!


هر روز یکی خودش را بعنوان کاندید معرفی میکند که هرکدام سوابقی مشعشع از آدمکشی و قتل جوانان ایران دارند. رئیسی که نامش درپرونده دادخواهی قتل عام۶۷ هست وازمتهمان ردیف اول است، روحانی که  ۳۰۰۰ اعدام در پرونده ریاست جمهوریش به ثبت داده است تا قالیباف زمینخوار و زمین دزد و زمین بخش و علی غیر النهایه .....ولی واقعا انتخابات و تاریخچه آن چیست ؟ و این حکومت خودکامه ولایت فقیه یی چه ربطی به انتخابات دارد؟!!!!!!!
این مقاله را بخوانید تا چند و چون معنی انتخابات و تاریخچه آن و انتخابات این نظام ولایی برایتان مشخص شود
http://bit.ly/2nZElJj

#راي_من_سرنگوني  #تحريم_انتخابات
#iran
#ايران
#تابستان۶۷کجابودي
#راي_نميدم 
#رئيسي_بيا  

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی

پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...