۱۳۹۶ اردیبهشت ۱۲, سه‌شنبه

زندانیان سیاسی ایران، با تحریم نمایش انتخابات ولایت فقیه ، به مبارزه خود ادامه میدهند


زندانیان سیاسی ایران، با تحریم نمایش انتخابات ولایت فقیه، به مبارزه خود ادامه میدهند


ارژنگ داوودی از زندانیان سیاسی محکوم به اعدام است که بدلیل ایستادگی بر مواضع آزادیخواهانه اش ، از طرف مقامات زندانها تحت فشار زیادی بوده و اکنون برای فشار بیشتر در زندان زابل بعنوان تبعیدی بسر میبرد. اما ارژنگ ما دست از مبارزه و آزادیخواهیش برنمیدارد و همچنان استوار ومحکم بر اعتقاداتش پای میفشارد. او یک زندانی است ، در بند و زنجیر است، خوب میداند که هر بیانیه و یا تماس و حرفی که بزند یعنی مجازات و فشار بیشتر ولی در مقابل زندانبان و جلادانش کوتاه نمی آید و حتی با یک سطر نامه نوشتن بنام آزادی مبارزه اش را ادامه میدهد. خوب میداند که آزادی گرفتنی است و کسی آنرا در سینی طلایی تقدیم نمیکند و خوب میداند که برای گرفتنش باید قیمت داد و او روزانه دارد این قیمت را میدهد و بهایش راجانش می پردازد ولی کوتاه نیامده است بارها اعتصاب غذا کرده است چه برای حقوق خودش و چه در همبستگی با سایر زندانیان. ولی فقیه و عواملش نتوانسته اند او را به انزوا و سکوت بکشانند و این یعنی پیروزی بر ظلم و ستم و پیروزی نور بر تاریکی. ارژنگ در آخرین حرکتش بیانیه ایی در تحریم انتخابات ۹۶ نوشته و به بیرون زندان فرستاده است. سئوال اکنون اینست که وقتی زندانیان در بند که در زیر شکنجه و تنبیه و .... هستند اینچنین از آزادی دفاع میکنند و بر آن پای میفشارند ننگ تسلیم و سازش را نمی پذیرند ، پس آنانی که در خارج از زندان هستند و دستشان باز است که کار های بسیاری بر علیه ظلم و ستم حاکم بر میهن بکنند چگونه میتوانند سکوت کنند و تن به تسلیم و سازش بدهند؟!!!!!!!!!!!!
 بهتر است هر کس این سئوال را از خودش بکند. آیا ارژنگ داوودی و سایر زندانیان سیاسی ، خانواده ندارند؟ آیا زندگی را دوست ندارند؟آیا در فقدان وجودشان در کنار خانواده ، خانواده شان مشکلی ندارد؟ آیا فرزندانشان در حسرت دیدن پدر یا مادرشان نیستند؟ و خیلی آیا های دیگر .
دوستان زندانیان سیاسی را سرمشق خود قرار دهیم چون: آزادی قیمت دارد تا وقتی نمیخواهیم قیمت آنرا بدهیم این سیاهی است که حکومت میکند و این ستم و ظلم است که بر ماو مردم مان حاکم است . زمان آنست که خود را به دریا بزنیم و دست آن غریق که همین ملت و میهن است را بگیریم و نجات بدهیم.

ارژنگ داوودی در بیانیه اش میگوید:
پروا مکن ز رعد ای همدرد
پروا مکن ز برق ای هم‌بغض
سر برکش ای کمر خمیده به زیر بار ظلم
بنگر که ناکسان چه نابجا نشسته اند
و ببین که جولانگه حرامیان از تهی چه سرشار است
هم میهنان!
هر چند که از اواخر دوران سلطنت قاجاریان یعنی بلافاصله پس از پیروزی انقلاب مشروطه برای نخستین بار در کشور ما هم برگزاری انتخابات رسمیت یافت ولی بجز دوران ناکام نهضت ملی و نیز انتخابات نافرجام ریاست جمهوری، هرگز هیچ انتخابات دیگری در ایران کورسویی از آزادی و کوربویی از انصاف را به کام ما ننشانده است.
به‌جرأت می‌توان گفت که در دهه‌های اخیر، صوری‌ترین انتخابات در تاریخ کشور پس از برکشیدنهای وقیحانه خامنه‌ای خون‌آشام و رفسنجانی؛ تحمیل کفتاری به‌نام احمدی‌نژاد بر شانه‌های فرسوده از ستمِ مردمِ بپاخواسته میهن بوده است.
اینک نیز رژیم مستأصل خامنه‌ای که به‌علت فساد و تباهی مستمر همواره حتی اصلی‌ترین شرکای خود در جنایات 38ساله را رد صلاحیت نموده و در عرصه نمایشهای انتخاباتی این دوره بوضوح گوی رذالت را از همه پیشینیان خود ربوده است.

هم میهنان
مادام که موهبت دموکراسی در کشور پدیدار نیامده و جامعه ایرانی در مسیر نیل به استقرار یک جامعه دموکراتیک قرار نگرفته باشد؛ اینگونه خیمه شب بازیها و عروسک گردانیهای ادواری تحت عنوان پوشالی انتخابات ادامه خواهد داشت. زیرا هر چند که در دنیای امروز کسب مشروعیت سیاسی از طریق برگزاری انتخاباتهای عمومی به‌صورت یک اصلِ پذیرفته شده جهانی درآمده؛ ولی رژیمهای استبدادی ضمن تبعیت صوری از این اصل از آن برای رنگ کردن مردم و بزک کردن خود سوء‌استفاده می‌نمایند.

هم میهنان
بر حسب ضرورتهای تاریخی لازم است که برای تحول به یک جامعه دموکرات ابتدائاً آزادیهای از دست رفته خود را مجدانه بازیابی نماییم تا پس از تشکیل مجلس مؤسسان برای تدوین ساختارهای سیاسی حقوقی نوین، بتوانیم حاکمیت غیرقابل برگشت مردمان سراسر کشور بر سرنوشت خود را تحقق بخشیم.
بنابراین ضمن تحریم نمایشهای انتخاباتی رژیم و تقبیح هر گونه مشارکت تماشاچیان مزدور، مأمور، مجبور و یا فریب خورده در تأتر خیابانی 29 اردیبهشت 96 از همگان می‌خواهم که در مبارزه برای به پیروزی رساندن انقلاب سوم یعنی انقلاب دموکراتیک ایرانیان هر چه کوشاتر مبارزین سیاسی و مجاهدین انقلابی را یاری رسان باشند.
زنده باد ایرانی. پاینده باد ایران
ارژنگ داودی. زندانی سیاسی در تبعید. زندان مرکزی زابل. اردیبهشت 96



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی

پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...