۱۳۹۶ خرداد ۱۱, پنجشنبه

کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت ایران؛ اهمیت و ویژگیها


کهکشان ملی و میهنی بزرگ مقاومت ایران؛ اهمیت و ویژگیها  

گفتگو با مهدی ابریشمچی( مسئول کمیسیون صلح شورای ملی مقاومت ایران)

سؤال: به نظر شما گردهمایی امسال چه ویژگی‌های خاصی نسبت به سال‌های قبل دارد؟ 
مهدی ابریشمچی: همه ساله این گردهمایی، مهم‌ترین گردهمایی مقاومت است. ما هر سال یک موضوع و مسأله مشخص سیاسی را روی میز قرار دادیم و تلاش کردیم که آن را حل کنیم. این‌که امسال چه‌کار می‌خواهیم بکنیم و اهمیت گردهمایی امسال در چیست، سؤال بسیار درستی است؟ 
امسال گردهمایی ویلپنت در 1 ژوئیه (10تیر ماه) حائز اهمیتی است فراتر از همه سال‌های گذشته. به یک دلیل مشخص:واقعیت این است که مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق مبارزه سترگی را در 38سال گذشته و به‌خصوص در دوران بعد از 30خرداد 60 در داخل ایران به کمک هموطنانمان پیش برده است که هدف آن سرنگونی دشمن ضدبشری خمینی و آوردن آزادی و حاکمیت مردمی و عدالت اجتماعی و خارج کردن میهن عزیزمان از به یغما رفتن به دست آخوندهای ضدبشر بوده است. ولی به‌دلیل ماهیت آخوندها و عملکرد و قانون بقائشان و به‌دلیل عقب افتادگی و قرون‌وسطایی بودنشان، که ستم و سرکوب رژیم منحصر به کشور خودمان نمی‌شد و رژیم دامنه خطر و تهدید خود را، برای بقای خودش، به خارج از ایران گسترش داده است، از روز اول گفتیم که این رژیم علاوه بر سرکوب، احتیاج به صدور تروریسم، بنیادگرایی و صدور جنگ به خارج از ایران دارد. واقعیت این است جهانی که در نتیجه سیاست رذل و کثیف مماشات، حاضر نبود اجازه دهد که دنیا چشمش را باز کند و ببیند که منشأ تمام این خطرها رژیم آخوندی است، نبرد ما در داخل و خارج ایران به‌خصوص در صحنه بین‌المللی، به‌دلیل خون مجاهدین، به‌دلیل خون 30هزار شهدای سال 67، به‌خاطر پایدار اشرفی‌ها در اشرف و لیبرتی و در نتیجة کار اشرف‌نشانها و در رأس آن در نتیجة فعالیت‌های خواهر مریم در صحنة بین‌المللی، به‌تدریج و البته به‌دلیل قیمتی که خلق‌ها به‌خاطر جنایت‌های رژیم و بنیادگراها پرداخته‌اند، کم‌کم چشم‌شان را باز کرده‌اند و دارند می‌بینند و اعتراف می‌کنند که منشأ تمامی این جنایات در نقطه کانونی در بنیادگرایی و تروریسم در ایران و در تهران و در رژیم آخوندی است.
این امر در جهان برملا شده و حالا دیگر جزء بدیهیات شده است. کنفرانس اخیر ریاض و جمع شدن 55 کشور از کشورهای مسلمان و کشورهای عربی و بیانیه‌یی که صادر کردند، بهترین مانیفست است. این امر به‌روشنی نشان می‌دهد که ما قادر و موفق شدیم که در نتیجة تلاش‌های خودمان و پرداخت بهای سهمگین، جهان را با کنار زدن امواج واقعاً عفن مماشات که لااقل 8سال بر خلق و بر منطقه حاکم بود، این کار را انجام دهیم. امروز جهان چشمش باز شده و دیگر فکر نمی‌کند که آن تروریسم و غیره و ذالک، یکسری قارچ‌های هستند که گهگاه در این طرف و آن طرف سبز می‌شوند. چرا که حالا فهمیده‌اند که این حرف، یک حرف واقعاً غیرمنطقی و سبکی است. حالا متوجه شده‌اند که یک رژیمی پشت این قضیه است که تروریسم‌اش و صدور بنیادگرایی‌اش، ثبات منطقه و صلح جهانی را تهدید می‌کند و همین رژیم است که در داخل کشور دارد سرکوب می‌کند. ما با اتکا به اصل استراتژیک خودمان، اصل «کس نخارد» به این واقعیت جامه عمل پوشاندیم. پس ما باید گام بعدی را برداریم و این وظیفه ما است. وظیفه ایران و ایرانی است چون متأسفانه به هر حال سرنوشت چنین بوده که این شجره خبیثة خمینی و آل خمینی در ایران نشو و نمو پیدا کرده و بعد همه جا را به لوث وجود خودش آلوده کرده است.
گام بعدی عبارت است از همان چیزی که جهان هنوز چشمش را به روی آن باز نکرده یا نمی‌خواهد باز بکند. ما باید مثل سایر زمینه‌ها چشم جهان را در این زمینه باز کنیم. این رسالت و مسئولیت ما است. این چیزی نیست که ما حالا انجام دهیم یا ندهیم، بلکه باید انجام دهیم. چه چیزی می‌توانست به جهان ثابت کند که این رژیم در حال ساختن بمب اتمی است؟ آیا مماشات‌گران مدتها منکر آن نمی‌شدند. آیا نفی نمی‌کردند؟ آیا آنها دستگاههای اطلاعاتی‌شان را به‌کار نمی‌انداختند که بگویند سال 2003 این قضیه سروته‌اش هم آمده؟ چرا، همه این کار را می‌کردند، چون مماشات ایجاب می‌کرد که این کار را بکنند. ولی بالاخره چه کسی توانست به جهان و به جامعه بین‌المللی ثابت کند که رژیم در حال ساخت بمب اتمی است؟ و چه کسی باعث شد که رژیم آخوندی سرانجام محاصره و مجبور شود که جام‌زهر اتمی را سر بکشد؟ بله، بدون ذره‌یی تردید این مقاومت مردم ایران بود که چنین کاری را کرد. کما این‌که قبل از این هم چه کسی قیمت پایان جنگ ضدمیهنی را داد؟ آن وقتی که خمینی ملعون جنگ خانمان سوز ایران و عراق را برای بقای رژیمش به راه انداخته بود و جوانان ایرانی را به مسلخ می‌برد و در تنور جنگ به آتش می‌کشید و می‌کشت، چه کسی پرچم صلح را برافراشت؟ چه کسی به جهان ثابت کرد که صلح در دسترس است و مردم ایران مجبور نیستند برای بقای رژیم، خانه و زندگی و بچه‌هایشان را فدای این جنگ خانمان‌سوز بکنند؟ می‌بینیم که باز هم مقاومت مردم ایران بود که این کار را کرد. بله این ارتش آزادی، ارتش صلح و آزادی بود که جام‌زهر را در نهایت به حلقوم خمینی ملعون ریخت.
الآن هم روز روزش است و زمین آماده کشت است. برای مقاومت مردم ایران و مجاهدین و به‌خصوص اشرف‌نشانها، باران تلاش‌ها، خون‌ها و زحمات باریده و زمین و مزرعه آماده کشت است. خب، آماده کشت چه چیزی؟ آماده کشت گام دوم. گام دوم برای سرنگون کردن و انداختن بنیادگرایی به گور و جهنم تاریخی که در انتظارش است. چگونه؟ 
جهان در حال حاضر درد را می‌بیند، ولی درمان را نمی‌بیند. خطر را می‌بیند ولی راه‌حل را نمی‌بیند. ما باید در این کهکشان آن واقعیتی را که خودمان به آن ایمان داریم و از تجربه ما درآمده یعنی مقاومت ایران راه‌حل مسأله و مشکل بنیادگرایی است، راه‌حل رژیم خمینی است - همان‌طور که خواهر مریم اعلام کردند: «نه مماشات و نه جنگ‌افروزی خارجی»، بلکه راه‌حل، مردم ایران و مقاومت سازمان‌یافته آنان است- این را ما باید به جهان در این گردهمایی معرفی کنیم. این یک وظیفه ملی و میهنی و انسانی است. حالا که مشخص شده این رژیم فاسد، منشأ تمام این جنایات است، باید به جهان نشان دهیم که برای این رژیم راه‌حل وجود دارد. یک راه‌حل مادی واقعی و قدرتمند. ما باید در این کهکشان ابعاد مختلف قدرت و توان این مقاومت را برای مردم ایران به نمایش بگذاریم. همان مردمی که در شرایط فعلی منتظر شورش و قیام علیه این رژیم هستند و این مراسم و گردهمایی و دیدن قدرت مقاومت، آنها را سرشار از امید می‌کند و متوجه می‌شوند که نیروی جایگزین و همآورد برای این رژیم وجود دارد. تا این‌که به‌تدریج با تلاش‌هایی که در داخل و خاک کشور ادامه خواهیم داد، گام بعدی برداشته شود و این مقاومت جای خود را در صحنه سیاسی بیشتر و بیشتر باز کند.
از طرف دیگر ما باید در این کهکشان ابعاد مختلف قدرت و توان این مقاومت را در مقابل انظار جهانیان و انظار ناظران سیاسی هم به نمایش بگذاریم. من این‌جا می‌خواهم تأکید کنم که دنیای سیاست، فقط دنیای صحبت نیست، فقط دنیای ارائه تئوریها نیست. بلکه دنیای ارائه راه‌حل مادی و مشخص است، دنیای قدرت است.
هر چقدر ما بتوانیم روز اول ژوئیه (10تیر) قدرت این مقاومت را جدی‌تر و واقعی‌تر نشان دهیم، رژیم هر چه بیشتر ضربه می‌خورد. همان قدرتی که این رژیم با اختناق خود نمی‌گذارد دیده شود. یادمان است که ما در داخل کشور در 30خرداد سال 60 نیم‌میلیون نفر را به خیابانها آوردیم. بنابراین هواداران مقاومت و ایرانی‌های هوادار و طرفدار این مقاومت باید در روز اول ژوئیه بیایند تا قدرت مقاومت دیده شود.
پس ما باید با به‌کارگیری امکانات، ماکزیمم تلاش خود را بکنیم. هر اندیشه منطقی هم به خوبی می‌تواند بفهمد که حضور هموطنان ما در این مراسم و گردهمایی آنها در سراسر جهان در جلسه ویلپنت علامت قدرت این مقاومت است. علامت قدرت نهفته در پشت راه‌حل آزادیخواهانه و ملی است. چرا که هر کسی می‌داند که یک ایرانی پناهنده که می‌خواهد از آنطرف دنیا از آمریکا، از کانادا، از استرالیا، از آلمان، از سوئد، از ترکیه، از پاکستان بخواهد بیاید و در این مراسم شرکت کند، چه هزینه‌ ، چه انرژی و چه انگیزشی باید داشته باشد.
همان‌طور که عرض کردم، محصول این شرکت کردن این است که ما این بار درمان و راه‌حل را روی میز می‌گذاریم. ولی درمانی که فقط جنبه پتانسیل و جنبه بالقوه ندارد. بالفعل است، مادی و قدرتمند است، توان دارد و می‌تواند ایران را آزاد و این رژیم را سرنگون کند. همآوردی واقعی و قدرتمند است. به نظر من این موضوع، ویژگی گردهمایی امسال ما در ویلپنت است.
مثلاً وقتی ما مجاهدین می‌گوییم اسلام انقلابی یا وقتی می‌گوییم آلترناتیو فرهنگی، خب مردم ما الآن این را در صحنه ایران به خوبی می‌دانند، ولی این را باید در صحنة بین‌المللی هم ارائه کنیم تا در گام بعدی به‌تدریج این مقاومت مورد حمایت قرار گیرد و به‌رسمیت شناخته شود.
سوال: به نظر شما رژیم بعد از این انتخابات در چه موقعیتی است؟ وضعیت آن چه تأثیری بر همین گردهمایی می‌گذارد و پیام‌هایی که با خودش دارد، چیست؟ 

جواب این سئوال و سایرسئوال و جواب ها را درلینک زیر دنبال کنید:
http://bit.ly/2qJHqNR

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

پاسخی منطقی به رضا پهلوى توسط استاد هادی خرسندی

پاسخ هنرمند هادی خرسندی به رضا پهلوی: پسر را بجاى پدر نبايد محاكمه كرد اما تاسفباره كه آقاى رضا پهلوى از يكسو ادعا ميكند كه طرفدار ...